جاده سنگ‌فرش و پارک ملی کویر

گزارش‌های زیادی از پارک ملی کویر نوشته شده و عکس‌های فراوانی از کاروانسرای قصر بهرام، نخستین کاروانسرا در ورودی پارک ملی کویر و محل استقرار محیط‌بانان پارک منتشر شده است. سفر یکروزه‌ی من به همراه همسرم زهره و دخترم پرنیان ـ که آن روز سیزده ماه بیشتر نداشت ـ و دوستانمان آناهیتا و حامد، شاید مطلب درخور توجهی نداشته باشد. اما از آنجایی که در اغلب این گزارش‌ها، جای جاده‌ی سنگ‌فرش خالی است، مرا برآن داشت تا سفرنامه‌ی کوتاهی از پارک ملی کویر بنویسم و عکس‌هایی از جاده‌ی سنگ‌فرش به آن ضمیمه کنم.

صبح جمعه دهم اردیبهشت از تهران حرکت کردیم. برای رسیدن به پارک ملی کویر، اغلب مسافرانی که از تهران حرکت می‌کنند، مسیر پیشوا، مبارکیه تا قصر بهرام را انتخاب می‌کنند. این مسیر نسبتا هموار است و با وجود حدودا 50 کیلومتر خاکی، عبور از آن برای هرگونه اتومبیل سوار ممکن است. ما برای اولین بار بود که به قصر بهرام می‌رفتیم. مسیر را دوست همسفرم، حامد کنترل کرده بود. ابتدا به پیشوا رفتیم تا از آنجا عازم مبارکیه شویم. در پیشوا کنار قلعه گبری توقفی کوتاه داشتیم.

دو قلعه‌ی بزرگ «ایرج» و «گبری» در منطقه ورامین از وسعت و شهرت زیادی برخوردارند اما به همان میزان که معروفند، مهجور هم هستند! هر دو قلعه به زمین‌های کشاورزی تبدیل شده و در حال ویرانی‌اند. اما قلعه گبری از نظر وسعت واقعا خیره کننده است. حصارهای اندکی که دور تا دور قلعه به چشم می‌خورد، حکایت از آبادانی دیروز آن دارد. از پیشوا کنار خط راه‌آهن به طرف روستای عسگرآباد رفتیم. در قبرستان روستا که در ابتدای آن واقع شده، آدرس را دوباره پرسیدیم. مشکل اصلی این بود که مجوز ورود نداشتیم. پاسگاه مبارکیه یعنی ورودی جاده‌ی اختصاصی پارک ملی کویر، در حال حاضر به صورت مشترک در اختیار سپاه و محیط زیست است، البته اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، در اختیار سپاه است زیرا حدود بیست کیلومتر اول این جاده کلا منطقه‌ی نظامی است و توقف یا حتی کم کردن بیش از حد سرعت در این مسیر ممنوع است! به همین دلیل رفتن بدون مجوز به پارک ملی کویر تقریبا امکان ندارد.

خوشبختانه در بین راه روستای عسگرآباد تا ایستگاه مبارکیه، دو نفر را کنار جاده دیدیم. دوباره از آنها درباره مسیر و مجوز سؤال کردیم. از قضا آن دو نفر منتظر اتوبوس دانشجویان دانشگاه گرمسار بودند تا همراه آنها وارد منطقه شوند. به ما هم پیشنهاد کردند که بمانیم و همراه آنها بیاییم اما چون هنوز از اتوبوس خبری نبود قرار شد که ما حرکت کرده و در ایستگاه مبارکیه اعلام کنیم که مجوز در اختیار اتوبوس دانشجویان گرمسار است. چون همه مجوزها از قبل به پاسگاه اعلام می‌شود با این ترفند و البته کلی چانه‌زنی و نوشتن مشخصات ماشین و سرپرست برنامه توانستیم از پاسگاه مبارکیه عبور کنیم.

حدود یک ساعت بعد به کاروانسرای قصر بهرام رسیدیم. دوباره مسئولان محیط زیست سراغ مجوز را گرفتند. خلاصه موضوع مجوز حسابی کلافه‌مان کرده بود. آنجا هم همین داستان‌ها را سر هم کردیم. اما وقتی اتوبوس گرمسار رسید موضوع پیچیده‌تر شد چون مشخصات ماشین ما در مجوز آنها نبود و ناچار شدیم داوطلبانه پارک را ترک کنیم! از آنجایی که جرأت بازگشت از مسیر قبلی را هم نداشتیم تصمیم گرفتیم از راه گرمسار که در موازات جاده‌ی سنگ‌فرش قرار داشت بازگردیم. این جاده از سلامت زیادی برخوردار نیست و هنگام بارش، بخشی از آن را آب فرا می‌گیرد و عبور و مرور دشوار می‌شود. آن روز هم بعضی‌ها سعی داشتند که ما را از رفتن به این مسیر منصرف کنند اما باتوجه به اینکه ماشین ما دو دیفرانسیل بود تصمیم گرفتیم همین راه را تجربه کنیم که خوشبختانه تجربه جذابی هم بود.

توقف یکی دو ساعته در قصر بهرام هم جالب بود. خانواده‌های زیادی با اخذ مجوز، با قابلمه و بساط ناهار به آنجا آمده بودند. دانشجویان گرمسار و کوهنوردان استان سمنان هم چندین اتوبوس و مینی‌بوس را شامل می‌شدند. خلاصه کاروانسرا حسابی شلوغ بود و واقعا کاروانسرا شده بود! یک لقمه ناهار خوردیم و رفتیم عین‌الرشید: یک کاروانسرای دیگر در دو کلیومتری قصر بهرام که در دست مرمت است. در بین راه یک بچه‌آهو با مادرش حواسمان را پرت کرد. صحنه‌ی زیبایی بود در طبیعت ایران کمتر پیش می‌آید که چنین صحنه‌هایی را بتوان از فاصله چند متری دید.

از عین‌الرشید که برگشتیم در قصر بهرام توقف نکردیم و مستقیم به طرف جاده سنگ‌فرش رفتیم. این جاده که با سنگ‌‌های دست‌ساز روی بستر کویر گرمسار ساخته شده، درواقع کاروانها را از گزند سیلاب‌ها و زمین‌های گل‌آلود و چسبناک در فصول بارش حفظ کرده و روند آنها را تسهیل می‌کرده است. جالب آنکه مسیری به طول تقریبی سی کیلومتر از این جاده کاملا سالم به چشم می‌خورد. روی این جاده بقایای دو پل سنگی هنوز مشاهده می‌شود که البته از تعداد دهنه‌های پل می‌توان حدس زد که هنگام بارندگی‌های بهاری و پاییزی چه سیلابی در این دشت وسیع به راه می‌افتد.

سابقه‌ی احداث این جاده‌ی زیبا و مستحکم ظاهرا به عصر شاه عباس صفوی باز‌می‌گردد. قصربهرام و عین‌الرشید در سه‌راهی مهمی قرار داشتند که خراسان و مازندران و اصفهان را به یکدیگر متصل کرده و مسافران زیادی از آن عبور می‌کردند. البته بنای عین‌الرشید را به دوران قبل‌تر هم نسبت داده‌اند.

سیاه‌کوه در نزدیکی کارونسرا، موقعیتی جغرافیایی بوده که تأمین آب این دو کاروانسرا و مسالح احداث آنها و نیز ساخت جاده‌ی سنگ‌فرش را تأمین می‌کرده است. به همین دلیل قصر بهرام عمدتا از مصالح سنگی ساخته شده است. کانال‌های انتقال آب بین قصر بهرام و بنای مخروبه‌ی کوچکی به‌نام حرمسرا در نزدیکی قصر بهرام، از دیگر دیدنی‌های این محوطه‌ی طبیعی ـ تاریخی است.

جاده‌ی سنگ‌فرش تا نزدیکی روستای کهک گرمسار ادامه دارد و از جایی که زمین‌های کشاورزی آغاز می‌شود به یکباره این یادگار کهن از میان می‌رود. گذری بر جاده‌ی سنگ‌فرش و پارک ملی کویر در یک روز خنک پاییزی، خاطره خوشی برای شما در ذهن‌تان باقی خواهد گذاشت.

و

/ 71 نظر / 183 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کریم موسوی

با درود بی پایان باآرزوی سالی مملو از نشاط برای تمام همنوردان عزیز سرا سر کشوراهورائی مان به اطلاع میرساند که هیئت کوهنوردی شهرستان دشتی اولین همایش ملی کلوتهای کوه مند دشتثی را برگزار میکند کوه مند در نزدیکی روستای چاووشی از شهر خورموج در استان بوشهر میباشد از دوستان عزیزی که افتخار به ما میدن برای شرکت در این همایش برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ هیئت کوهنوردی دشتی مراجه نمایند www.dashtikoo.blofa.com

حسن نظری

سری به سایت دیلمستان بزن بهترین مسیر برای رفتن به کلیشم شهر زیبای بره سر به شما ژیشنهاد میشه

حسن نظری

منتظرشما در دیلمستان هستیم

شیرین

شما با این همه حس برای نوشتن و توصیف خاطرات چرا به روز نمی شوید؟ منتظر سفرنامه های جدیدتان هستیم.

قند عسل

لطفا به ما سری بزنید و ما را از نظرات خود بهره مند سازید.[نیشخند]

شهریار

سلام و درود از اظهار لطف صمیمانه شما بی نهایت سپاس گذارم ،‌ لطف کرده بودید و نوشته بودید که به زودی لینک وبلاگ حقیر را در لیست دوستان اضافه خواهید کرد. این لطف شما قبلا شامل حال من شده بود و وبلاگ قبلیم را با نام شنبه که در محیط بلاگر بود لینک کرده بودید (که کماکان نیز لینک است)‌ اما به علت فیلتر شدن محیط بلاگر وبلاگ جدیدم را در محیط بلاگفا ثبت کرده ام. در هر صورت پیش آ‌پیش از اظهار لطف شما ممنونم . راستی چرا دیگر اینجا به روز نمی شود.!!! ارادتمند شما شهریار

اسماعیل آزادی

سلام از حضورتان در وبلاگم سپاسگزارم می خواستم به شما به خاطر تالیف و گرد اوری چنین مطالب بکری تبریک بگویم استاد ! دست ما را نیز بگیرید چرا که من نیز عاشق میراث فاخری هستم که پیشینیانمان برای ما به ارمغان گذارده اند. دستتان درد نکند .

علی فلاح

سلام وبلاگت خییییییییییییییلی توپه . ایشالله موفق باشی. اگه تونستی به وبلاگ منم سر بزن. اگه اومدی حتما حتما یه نظری بده

کیخسرو

با درود ، اگر این منطقه حفاظت شده ، پارک ملی است پس چرا منطقه ی نظامی است؟ در چه فصلی آنجا رفتید؟ عکس ها بسیار دیدنی است.به نظر شما چرا مردم کویر را برای تفریح انتخاب می کنند؟ موفق باشید

آبشار چکان

سلام لینک عکس های آبشار چکان http://tayefechekani.persianblog.ir/post/17 http://tayefechekani.persianblog.ir/post/3