صادق حیدری نیا
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ صادق حیدری نیا
آرشیو وبلاگ
      گردش در طبیعت ایران (سفرنامه‌هایی از دریچه‌ی تاریخ و طبیعت ایران و جهان)
خراسان جنوبی: سرزمین ناشناخته‌ها نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٩/٢/۱۳

گاهی انتشار خبری از گوشه و کنار ایران، همه را شگفت زده می‌کند. استان خراسان جنوبی از آن جاهایی است که معمولا از این اخبار زیاد دارد. نقاط زیبا و در عین حال ناشناخته‌ی این استان دورافتاده از مرکز، برای هر مسافری که رنج سفر به آنجا را بر خویش بپذیرد، جذاب و شگفت‌انگیز است. تفرجگاه‌های بکر و طبیعی و روستاهای عجیب و غریبی مانند روستای ماخونیک (معروف به سرزمین لیلیپوت‌های ایران!) یا قبرستان تاریخی روستای بجد، در این استان قرار دارد. پس با من همسفر شوید... 


در سفرنامه قبلی توضیح دادم که من به اتفاق همرم زهره و پرنیانِ یک ساله‌ام، از چه مسیری، مسافت طولانی تهران تا بیرجند را پیمودیم. اگر سفرنامه را خوانده باشید، طبس، آخرین شهری بود که پیش از ورود به استان خراسان جنوبی آن را ترک کردیم. این شهر در حال حاضر جزء استان یزد است.

در بین راه طبس تا بیرجند، قلعه و بقایای چند روستا جلب توجه می‌کرد. مهم‌ترین آنها که نمی‌شد بدون گرفتن یک عکس از کنارشان گذشت، روستای اصفهک (بین طبس و دیهوک) و روستای سعید‌آباد (بین دیهوک و خوسف) بودند. ساخت و سازهای جدید در این روستاها موجب شده که بخش مهمی از بافت قدیمی بدون استفاده و در حال تخریب رها شود. در ورودی روستای اصفهک تابلویی به چشم می‌خورد که روی آن نوشته شده: به دیار خشت و آب و آیینه خوش آمدید. این روستا به دلیل نزدیکی به کوه و داشتن نخلستان و فضای سبز، از آب و هوای بهتری نسبت به طبس برخوردار است.

روستای سعیدآباد و عرب‌آباد هم با بافت تاریخی زیبایی نظیر اصفهک، از توابع بخش دیهوک، توجه مسافر را به خود جلب می‌کند. به ویژه استقرار پل هوایی روی جاده‌ای که راه بیرجند را از راور جدا می‌کند، برای تماشای این روستا، موقعیت ویژه‌ای را پدید آورده است. روستاهای توابع دیهوک آخرین نقطه از استان یزد است و از اینجا به بعد استان خراسان جنوبی آغاز می‌شود.

نرسیده به بیرجند کلاته شیخ و خوسف قرار دارد. اولی، آبادی کوچکی است که نمای کاهگلی خانه‌هایش جلب توجه می‌کند و دومی از شهرهای اقماری بیرجند به شمار می‌رود که البته قدمتی دیرینه دارد. این شهر در قرون میانه، از بلاد آباد ولایت قهستان بوده و یادگارهایی نظیر مسجد جامع و آرمگاه ابن حسام خوسفی را در خود جای داده است.

ساعت از هشت شب گذشته بود که وارد بیرجند شدیم. دوست خوبم مهدی حسینی برای آنکه سر درگم نشویم در آستانه‌ی شهر به سراغمان آمد. بیرجند برخلاف انتظارم بسیار بزرگ و آباد بود. شهری با رنگ و بوی شهرهای مدرن در عین حال با میراثی غنی از گذشته‌ی تاریخی‌اش. اولین شب اقامت در بیرجند، به گپ و گفتگو با خانواده‌ی مهربان و مهمان‌نواز دوستم سپری شد.

گردش در شهر را از صبح روز سوم سفر آغاز کردیم. ابتدا به عمارت اکبریه رفتیم. این باغ و عمارت بزرگ که روزگاری به خاندان علم تعلق داشته و شوکت‌الملک بانی آن بوده، امروزه به موزه و پایگاه میراث فرهنگی بدل شده است. سه مجموعه شامل موزه باستان‌شناسی، موزه حیات وحش و موزه مردم‌شناسی در بخش‌های مختلف بنا مستقر هستند. این بنای قاجاری شامل تالار آیینه، گنبد کلاه فرنگی، تزئینات مقرنس کاری است و در خیابان معلم بیرجند واقع است.

ارگ کلاه‌فرهنگی بیرجند که در حال حاضر در اختیار استانداری است، چنان زیبا و پرسابقه است که به نماد این شهر تبدیل شده، لیکن قرار گرفتن آن داخل استانداری، امکان بازدید گردشگران و عکاسی از آن را بازستانده است. البته متصدیان این بنا، در مراجعه گردشگران، با گرفتن دوربین آنها و تأکید به عدم عکس‌برداری، مسافران را همراه یک سرباز برای بازدید به داخل راه می‌دهند (کاری که در رباط انارک مقدور نبود!).

من هم به همراه دوست عزیزم مهدی به بالای عمارت رفتیم و از پنجره‌‌ی فوقانی داخل این بنا را دیدیم. خوشبختانه استانداری در حال تخلیه عمارت است و به زودی میراث فرهنگی متولی آن خواهد شد. این ارگ به شکل شش ضلعی و در رأس به شکل مخروط و به رنگ سفید است. نمای شهر از فراز ارگ، دیدنی است.

بافت تاریخی بیرجند، مانند هر شهر دیرپای دیگری، دارای چندین عمارت و مدرسه و مسجد و آب‌انبار است. در گشت و گذاری که در این بافت تاریخی داشتیم، موفق شدیم آثار زیر را ببینیم که البته در بازدید از بعضی از آنها با در بسته مواجه شدیم. چیزی که در نوروز واقعا جای تأسف دارد! مسجد جامع چهاردرخت و حسینیه نواب (بنایی متعلق به عصر صفوی) از مهم‌ترین آثاری بودند که بازدید از داخل آنها میسر نشد. در مجاورت مسجد چهار درخت دو آب‌انبار هم وجود دارد که میراث فرهنگی به احیای آنها اقدام کرده است. موزه مشاهیر و مفاخر هم که مشتمل بر تصویر و زندگی‌نامه‌ی تعدادی از مشاهیر منطقه است، در خانه‌ای زیبا و نقلی با معماری قاجاری واقع شده است. بنای کوچک دیگری که موزه و یادمان شهداست و در بین اهالی به آرامگاه خضر معروف است در همین بافت تاریخی قرار دارد.

حوالی ظهر بود که سری هم به بند عمرشاه زدیم. بند تاریخی عمر شاه در فاصله دو کیلومتری جنوب غرب بیرجند و در داخل رشته کوه باغران بنا شده است. این سد که از سازه‌های آبی متعلق به دوره قاجار است در زمان حکمرانی حشمت‌الملک علم بنا شده و در حوالی آن هتلی زیبا در دست احداث است.  

بعد از ظهر به اتفاق میزبانان مهربان‌مان به عمارت شوکتیه آمدیم. باغ شوکت‌آباد در شرق شهر بیرجند و جنوب روستای شوکت‌آباد مجموعه عظیمی است مشتمل بر باغ، عمارت، اصطبل، ورودی، محل زندگی خدمه و... که در دوران حکومت امیر شوکت‌الملک علم ساخته شده و از اماکن مسکونی به شمار می‌رود. این عمارت و باغ زیبا در زمان حیات محمدابراهیم پدر اسدالله علم برای امور خیریه وقف شده است و در حال حاضر تولیت آن با اداره اوقاف است و برای برگزاری مراسم جشن و عروسی از عمارت و محوطه‌ی آن استفاده می‌شود که عواید آن به اوقاف تعلق دارد.

پیش از غروب آفتاب، به طرف بند دره رفتیم. این سد تاریخی، بنایی است عظیم از سنگ، آجر و ملات ساروج که بر مسیر سیلابی در رشته کوه باغران احداث شده است. این بنا با 31 متر طول تاج، 3 الی 5 متر عرض تارج و حدود 13 متر ارتفاع، مهمترین بند تاریخی در بیرجند محسوب می‌شود که محلی برای تفریح اهالی و گردشگران است.

آخرین مقصد ما در شهر بیرجند، قلعه‌ی تاریخی آن بود. وقتی به قلعه بیرجند رسیدیم هوا کاملا تاریک شده بود اما هنوز جمعیت زیادی در قلعه حضور داشتند. اصل این بنای کهن که مرمت کلی شده، به دوران صفوی و افشاری بازمی‌گردد. قلعه در حال حاضر مشتمل بر حیاطی وسیع و پلکان و برج‌هایی است که دور آن را فراگرفته و بازدید شهر از فراز آن جلوه‌ی ویژه‌ای دارد.

صبح روز سوم، باهدف بازدید از روستاهای اطراف بیرجند، به طرف نهبندان راه افتادیم. پس از توقفی کوتاه در سربیشه، به سمت دُرُح رفتیم. در میانه‌ی راه روستای توتک و ماخونیک قرار داشت. میراث فرهنگی برای روستای ماخونیک بروشورهای زیبایی منتشر کرده بود اما در کمال تعجب، روز یازدهم فروردین در تمام مسیر سربیشه تا روستا، حتی با یک نفر گردشگر هم برخورد نکردیم.

روستای ماخونیک در منطقه‌ای کوهستانی و در دامنه جنوبی کوهی بنام ماخونیک واقع شده، این روستا در مرکز چندین روستای دیگر قرار گرفته است که همگی شباهت‌های زیادی از حیث بافت جمعیتی و ساختار معماری با ماخونیک دارند. معماری ابتدایی روستا (در بافت قدیم) و سنت‌های دینی و اجتماعی پررنگی که بین اهالی حاکم است، از ویژگی‌های ماخونیک است. یک ساعتی را در این روستا به همراه کودکان قد ونیم قد سپری کردیم. در کنار زیبایی‌های روستا، محرومیت، تلخ‌ترین نمایشی بود که در جای‌جای آن به چشم می‌خورد. اینجا را سرزمین‌ لی‌لیپوتهای ایران هم گفته‌اند، زیرا مردمانش قدی نسبتا کوتاه دارند و خانه‌های آن با سقف‌های کوتاه و درهایی با بلندی کمتر از یک متر، بسیار جلب توجه می‌کند. 

البته در این روستای محروم یک مدرسه‌ی علمیه هم وجود داشت که بچه‌ها از آن با نام مدرسه‌ی طالبان یاد می‌کردند. به دلیل وجود این مدرسه، هنگام ظهر (دقیقا زمانی که ما در آنجا بودیم) از دو مسجد صدای اذان می‌آمد، در حالی که همه‌ی اهالی اهل سنت هستند، اما مدرسه‌ی علمیه و مسجد روستا هر کدام مستقلا نماز برپا می‌کنند. دختر بچه‌هایی که بزرگ‌ترین آنها کمتر از ده سال سن داشت، از عکس گرفتن امتناع می‌کردند و آن را گناه می‌دانستند. پسر بچه‌های هم سن و سال آنها هم بر این موضوع که عورتینه‌ها (نامی که به دختران گفته می‌شد) گناه دارد که عکس بگیرند تأکید می‌کردند.

تصمیم داشتیم که از ماخونیک در راه بازگشت به فورگ برویم که متأسفانه فرصت پیش نیامد. در عوض از روستاهای نوفرست و بجد دیدن کردیم. اولی روستایی خوش آب و هوا و سرسبز بود که آدمی کمتر انتظار دیدنش را در خراسان جنوبی دارد. البته از این جاهای زیبا در این استان زیاد است اما ذهنیت ما چندان آمادگی مواجه شدن با آن را ندارد. جای شما خالی در کوچه‌باغهای نوفرست چرخی زدیم و از آنجا به بجد رفتیم.

روستای بجد که روستایی اهل سنت در بافت شیعی خراسان جنوبی است، به همین دلیل از محرومیت مضاعفی رنج می‌برد. در عین حال بُجد یکی از قدیمی‌ترین نقاط استان است که تاریخی چندصد ساله دارد. وجود قبرستانی کم‌نظیر، شاخصه‌ی اصلی بجد است. در این قبرستان بجای سنگ قبر، با کنار هم قرار دادن سنگ لاشه، قبور را تزیین کرده‌اند. اخیرا به تقلید از دیگر نقاط، برای برخی اموات از سنگهای جدید استفاده شده که میراث فرهنگی برای منع اهالی سنی روستا، تابلویی بزرگ با حدیثی از پیامبر اکرم (ص) در کنار قبرستان نصب کرده که مطابق معارف اسلامی، مسلمانان را از تزیین قبرها برحذر داشته‌اند!

همچنین وجود قبری به طول سه متر در حیاط کوچکی به مانند آرمگاه موجب شده که بجد را بجد شریف هم بنامند. طبق تابلویی که بر فراز مزار نصب شده، قبر متعلق به: «سلطان زیدبن ابراهیم بن موسی الکاظم(رض) از بزرگان اولیاءالله مقیم و مدفون در بجد هستند، که در اواخر قرن سوم هجری در بجد سکونت گزیده و به امر ارشاد مردم و تبلیغ دین مبین اسلام در مناطق اطراف همت گماردند، و در همین راه نیز بدست گبرها (آتش‌پرستها) در دامنه‌های شمالی رشته کوههای باقران، حوالی اسفهرود کنونی مضروب گشته و به درجه رفیع شهادت نایل شدند». بی‌تردید این زیارتگاه شیعی که امروز بیش از شیعیان، اهل سنت به آن توجه دارند، حاصل نزاع علویان و دستگاه خلافت است که به نام گبرها! تمام شده است. این مزار و قبور کسان دیگری چون عبدالعلی بیرجندی، پیر آبله و دختر شهید، به بجد اعتبار دوچندان داده است.

آفتاب غروب کرده بود که برای پایان سفر و تهیه‌ی سوغات، به بازار بیرجند رفتیم و یک ساعتی هم در بازار به مغازه‌های ادویه و خشکبار سر زدیم. صبح روز چهارم همان مسیر طولانی به طرف تهران پیش گرفتیم با این تفاوت که در راه برگشت از میان دریاچه‌ی خور گذشتیم و این خود جذابیتی کم‌نظیر بود. دسته‌های رهاشده‌ی شتر و چند گله الاغ بومی در مراتع بیابانی بین طبس تا خور از مناظر زیبای این مسیر بود. پس از پانزده ساعت رانندگی، ساعت 12 شب 12 فرودین به خانه رسیدیم تا سیزده‌بدر را در تهران در کنیم!

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر سفرنامه آلمان (1): کلن و لیمبورگ سفر به هلند(2): لیدن، آمستردام و اوترخت سفر به هلند (1): کشور آب و دوچرخه بلژیک؛ کشور دو ملت یادداشت‌های پاریس(5): عادت‌های خوب و بد فرانسوی‌ها یک رویداد و چند روایت یادداشت‌های پاریس (4): شهر غریبه‌های مشهور یادداشت‌های پاریس (3): بهار دیرهنگام یادداشت‌های پاریس (2): کوچولوهای پاریس یادداشتهای پاریس(1): پاریس منفی یک
دوستان من مهار بيابان زايي سفرنامه‌های پرنیان يادداشتهاي يک کوهنورد حیات وحش ایران مقالات صدري زاده کهن دژ ديده بان محيط زيست ايران سرزمين کوهستان مطالعات زيستی For nature با طبيعت پسر شمالی چرخ به چرخ ميستان سبز کمکی آراز روستاي صخره اي ميمند کلاهه سفرنویس ـ شهريار شهر من ایلام موسسه نبض سبز حيات سفر در طبيعت ايران دردسرهاي يك دامپزشك Birding in Iran(حبيبي) نگاهي به طبيعت آتر: ايران و گردشگري هيئت كوهنوردي رودبار رازكوه پيك محيط زيست شبهاي الموت ایران را بگردیم... (محمد) عاشق مسافرت محيط‌ زيست و آثارباستاني ايلام روزنوشت‌هاي محمود دهقاني گردش (علي‌اكبر مرادان) گرمه نون بوی کوچ، بوی سفر، بوی راه طبیعت مینوی ایران کیجا قصه گو پرتال زیگور طراح قالب