صادق حیدری نیا
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ صادق حیدری نیا
آرشیو وبلاگ
      گردش در طبیعت ایران (سفرنامه‌هایی از دریچه‌ی تاریخ و طبیعت ایران و جهان)
سفرنامه آلمان (1): کلن و لیمبورگ نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳٩۳/٤/۳٠

پس از خروج از هلند از شمال وارد کشور آلمان شدیم و به سمت کلن حرکت کردیم در سفر به آلمان، یک مسیر نسبتا طولانی از شمال غرب به جنوب شرق را انتخاب کردیم تا از طریق آلمان به دو کشور چک و اتریش متصل شویم.


هوا هنوز کاملا تاریک نشده بود که خاک کشور هلند را ترک کردیم و از شمال غرب آلمان، وارد این کشور نسبتاً پهناور شدیم. نخستین شهر در مسیر سفر ما، شهر کلن (Cologne/ Köln) بود. نزدیک نیمه‌شب بود که وارد کلن شدیم.

 کشتی باری روی رود راین در شهر کلن

طبق برنامه سفر، مشخص بود که خیلی دیر به شهر کلن خواهیم رسید به همین دلیل یکی از شعب هتل‌های مرکور را در کمربندی ورودی شهر رزرو کردیم که خوشبختانه بدون دردسر محل هتل را پیدا کردیم. صبح روز بعد، با این پیش‌فرض وارد شهر شدیم که جنگ جهانی دوم از میراث تاریخی آلمان، چیز زیادی باقی نگذاشته و احتمالا با یک گشت ساده می‌توانیم از شهر خارج شویم. برخورد صبحگاهی با دو راننده تاکسی ایرانی در حیاط هتل هم بر این ذهنیت افزود. زیرا آنها نیز معتقد بودند که دیدنی‌های کلن عمدتاً مناظر طبیعی آن است که در حومه شهر واقع شده، به همین دلیل بدون بررسی دقیق و با دنبال کردن تابلوهای «مرکز شهر» گردش در کلن را آغاز کردیم. از سوی دیگر، در آلمان ـ برخلاف هلند ـ بروشورهای راهنمای توریست خیلی کم به چشم می‌خورد، به همین دلیل هیچ نقشه را راهنمای مناسبی در هتل وجود نداشت. پیش از ورود به آلمان، هرگز تصور نمی‌کردم که همه شهرهای این کشور و حتی شهرهای اقماری آن که در کشورهای همسایه واقع شده (مثل استراسبورگ) وارث عظیم‌ترین کتدرال‌های (کلیساهای جامع) کاتولیک‌ در جهان باشد. به همین دلیل پس از مواجهه با اولین کلیسا، به خیال آنکه مهم‌ترین کلیسای شهر را یافته‌ایم به سویش شتافتیم! برخلاف ایتالیا و حتی فرانسه، در این کشور از تعصب مذهبی و رونق کلیساها خبری نبود. افراد با هر پوششی (شلوارک، لباس‌های کوتاه، آستین حلقه‌ای و...) وارد کلیسا می‌شدند و اغلب آنها بازدیدکننده بودند تا زائر!

بنای یادبود کشیش پرسش‌گر آلمانی آدولف کوپلینگ (Adolf Kolping

کلیسای حواریون مقدس یا Basilica of the Holy Apostles یکی از کلیساهای رومن در شهر کلن است. اتفاع 67 متری کلیسا، و معماری آن مرا به یاد کلیسای سن‌اوستاش(Saint-Eustache) در میدان شتله پاریس انداخت. مجسمه‌های متعدد و تزئینات زیبای کلیسا، به هر گوشه‌اش جلوه‌ی خاصی داده بود. روی یکی از دیوارها، با تعدادی عکس، سرگذشت کلیسا در خلال سالهای جنگ جهانی دوم، آسیب‌های جدی آن و بازسازی طولانی کلیسا تا سال 1993به تصویر کشیده شده بود. پس از کمی چرخ زدن و عکس گرفتن از این کلیسا، به بخش دیگر شهر حرکت کردیم.

کلیسای بزرگ سن مارتین Great St. Martin Church دومین کلیسای مشهور کلن

مقصد بعدی ما، کلیسای نه چندان مهم Minoritenkirche church بود که بنای یادبود کشیش پرسش‌گر آلمانی آدولف کوپلینگ (Adolf Kolping / 1813-1865) بنیان‌گذار انجمن کوپلینگ (Kolping Society) در محوطه سبز کلیسا، بر شهرت آن افزوده است.

کتدرال کلن Cologne Cathedral با 157 متر ارتفاع، دومین کلیسای بلند آلمان (بعد از مونیخ) و سومین کلیسای بلند جهان

کلیسای بزرگ سن مارتین Great St. Martin Church دومین کلیسای مشهور کلن است که البته به دلیل نمای زیبای آن در کنار رودخانه راین مشهور است. بازدید ما از این کلیسای 75 متری محدود به تماشای نمای بیرونی آن بود. گفتنی است که این کلیسا هم در جریان جنگ جهانی دوم آسیب شدیدی دیده و پس از جنگ بازسازی کلی شده است.

یکی از پنجره های زیبای کتدرال کلن Cologne Cathedral

اما مهمترین بنای شهر که شهرت جهانی دارد، کتدرال کلن Cologne Cathedral است با 157 متر ارتفاع؛ این کلیسا که دومین کلیسای بلند آلمان (بعد از مونیخ) و سومین کلیسای بلند جهان است، چند سال پیش در رده میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. یک نکته را هم باید همینجا یادآوری کنم که بازدید از آثار ثبت جهانی شده در اروپا کار دشواری نیست چون برخلاف ما که بسیاری از میراث کهن‌مان هنوز پرونده‌ای برای ثبت جهانی ندارد، اروپایی‌ها بسیاری از آثارشان را در زمره میراث جهانی یونسکو به ثبت رسانده‌اند. ساخت این کلیسای عظیم و عجیب از 1248 تا 1880 به طول انجامیده و خوشبختانه در جنگ جهانی دوم هم آسیب زیادی ندیده است. این موضوع را می‌توان از سیاهی نمای کلیسا که یادگار گذر ایام است به روشنی دریافت. تزئینات فراوان، شیشه‌های رنگی و یادمان‌های متعدد موجود در تالار هفت هزار متری کلیسا، از جاذبه‌های این بنای عظیم است.

ایستگاه مرکزی راه آهن کلن در قلب شهر

کلن با رود راین زنده است و راین برای همه ما ایرانی‌ها یادآور فیلم از کرخه تا راین با بازی درخشان هما روستا و علی دهکردی است؛ فیلمی که بخشی از سکانس‌های تأثیرگذارش در همین شهر و در کنار رود راین برداشته شده است. از کلیسا به کنار رود راین آمدیم. پل فلزی راه‌آهن (Hohenzollern Bridge) روی رودخانه با فضای نسبتاً وسیعی برای پیاده‌روی، یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های کلن است. این پل قدیمی با بیش از 400 متر طول، ایستگاه مرکزی راه‌آهن شهر کلن را به رودخانه راین متصل می‌کند و روزانه 1200 قطار از روی آن عبور می‌کند. صدها هزار قفل جور و واجور که جوانان عاشق برای بازشدن بختشان به دیواره فلزی پل زده‌اند، رسم نسبتاً جدیدی است که از سال 2008 به بعد در این شهر مرسوم شده است.

پل راه آهن کلن با هزاران قفل رنگارنگ بر دیواره اش

حاشیه رود راین هم جای جالبی برای مردم شهر و توریست‌ها بود. محوطه‌سازی سبز و جوی‌های سنگی آب، فضای متنوعی برای بازی کودکان و وقت گذرانی بزرگ‌ترها ایجاد کرده بود. این محوطه با معماری سنگی و زیبای خودش یکی از شلوغ‌ترین نقاط شهر بود. روز حضور ما در کلن با مراسمی مصادف شده بود که طی آن برخی هواپیماهای قدیمی رژه‌ی هوایی می‌رفتند که در این بین ما هم شاهد پرواز یکی از جنگنده‌های ملخ‌دار جنگ جهانی دوم بودیم.

قفلهای زیبا و عجیب و غریب بر دیواره پل راه آهن کلن

چیزی به غروب آفتاب نمانده بود که کلن را به مقصد فرانکفورت ترک کردیم اما در میان راه با تابلوی راهنمای یکی از روستاهای تاریخی آلمان به نام لیمبورگ limburg مواجه شدیم که به دلیل قرار گرفتن یک کلیسای قدیمی Limburg Cathedral شهرت داشت. با اینکه باید سریع‌تر به فرانکفورت می‌رسیدیم اما ترجیح دادیم به این روستا هم سری بزنیم و البته از این کار پشیمان هم نشدیم. روستا با معماری ویژه‌اش، مملو از خانه‌های رنگی پوشیده از گل‌ها و گیاهان تزئینی بود. رنگ‌آمیزی خانه‌ها و کوچه‌ها به‌قدری زیبا بود که در هر کادر دوربین، یک کارت پستال زیبا جای می‌گرفت.

یکی از خانه های زیبا در دهکده رنگانگ لیمبورگ Limburg

کلیسا و دو بنای مرتبط با آن (Katholisches Dompfarramt) در مرتفع‌ترین نقطه روستا قرار داشت که بخشی از مسیر را باید پیاده طی می‌کردیم. کلیسا با وجود ارتفاع نسبتا بلند و ساختمان وسیع‌اش، تزئینات ویژه‌ای نداشت و درواقع با سایر بناهای سبک گوتیک که در سراسر آلمان به چشم می‌خورد تفاوت داشت زیرا کلیسا از آخرین نمونه‌های سبک رومن بود. به شکل‌ خارق‌العاده‌ای بین معماری و تزئینات کلیسا و محوطه و خانه‌های روستا تناسب خوبی برقرار بود. شاید ذکر این نکته جالب باشد که «لیمبورگ» نامی مشترک برای مکان‌های مشابهی در هلند و بلژیک نیز می‌باشد؛ درست مانند برخی شهرهای ایرانی که در دو سوی مرزهای شمالی و در دو کشور به چشم می‌خورد. هوا کم کم داشت تاریک می‌شد که لیمبورگ را با همه زیبایی و سکوت و آرامشی که داشت ترک کردیم و راهی فرانکفورت شدیم.

 کتدرال لیمبورگ Limburg Cathedral از آخرین نمونه‌های معماری کلیسایی به سبک رومن

  نظرات ()
مطالب اخیر سفرنامه آلمان (1): کلن و لیمبورگ سفر به هلند(2): لیدن، آمستردام و اوترخت سفر به هلند (1): کشور آب و دوچرخه بلژیک؛ کشور دو ملت یادداشت‌های پاریس(5): عادت‌های خوب و بد فرانسوی‌ها یک رویداد و چند روایت یادداشت‌های پاریس (4): شهر غریبه‌های مشهور یادداشت‌های پاریس (3): بهار دیرهنگام یادداشت‌های پاریس (2): کوچولوهای پاریس یادداشتهای پاریس(1): پاریس منفی یک
دوستان من مهار بيابان زايي سفرنامه‌های پرنیان يادداشتهاي يک کوهنورد حیات وحش ایران مقالات صدري زاده کهن دژ ديده بان محيط زيست ايران سرزمين کوهستان مطالعات زيستی For nature با طبيعت پسر شمالی چرخ به چرخ ميستان سبز کمکی آراز روستاي صخره اي ميمند کلاهه سفرنویس ـ شهريار شهر من ایلام موسسه نبض سبز حيات سفر در طبيعت ايران دردسرهاي يك دامپزشك Birding in Iran(حبيبي) نگاهي به طبيعت آتر: ايران و گردشگري هيئت كوهنوردي رودبار رازكوه پيك محيط زيست شبهاي الموت ایران را بگردیم... (محمد) عاشق مسافرت محيط‌ زيست و آثارباستاني ايلام روزنوشت‌هاي محمود دهقاني گردش (علي‌اكبر مرادان) گرمه نون بوی کوچ، بوی سفر، بوی راه طبیعت مینوی ایران کیجا قصه گو پرتال زیگور طراح قالب