صادق حیدری نیا
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ صادق حیدری نیا
آرشیو وبلاگ
      گردش در طبیعت ایران (سفرنامه‌هایی از دریچه‌ی تاریخ و طبیعت ایران و جهان)
سفر به هلند (1): کشور آب و دوچرخه نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳٩۳/٢/٢٤

سفر به هلند، کوتاه اما پربار بود در این سفر به اتفاق همسر و فرزندم و با همراهی دوست عزیزم مهدی، توانستیم از شهرهای بردا، روتردام، دلف، لاهه، لیدن، آمستردام و اوترخت دیدن کنیم. شاید اگر شهرت ونیز نبود، هلند ـ که بخش‌های وسیعی از آن پایین‌تر از سطح آبهای آزاد است ـ زیباترین سرزمین کانالی در جهان نام می‌گرفت! 

یکی از کانالهای آمستردام؛ در هلند، هیچ قاب عکسی بدون دوچرخه نیست!


بردای زیبا (Breda)

بازدید از بردا، جزء برنامه سفر نبود. در واقع پس از خروج از بلژیک تصمیم گرفتیم که مستقیم وارد روتردام بشویم اما از سر کنجکاوی و پس از تجربه خوبی که در بازدید گذری از شهر گنت در بلژیک داشتیم، تصمیم گرفتیم که به این شهر هم سری بزنیم. برخلاف فرانسه، مردم هلند اغلب انگلیسی بلد هستند و برای توریستها سفر به این کشور ـ از حیث زبانی ـ با دشواری کمتری همراه است. شاید هم این امر تا حدودی متأثر از دشواری زبان هلندی و گسترش کمتر آن در مقایسه با زبان فرانسوی باشد؛ چرا که هنوز بسیاری از فرانسوی‌ها ـ اعم از مردم و نخبگان ـ بر این باورند که با دانستن زبان فرانسه نیازی به فراگیری زبان دیگری نیست! به همین خاطر هم زبان انگلیسی رواج کمتری در فرانسه دارد اما در هلند و کشورهای شمالی‌تر اروپا وضعیت اینگونه نیست.

شب نشینی شگفت انگیز اهالی بردا در وسط خیابان و میدان مرکزی شهر

دست بر قضا، با نخستین فردی که در بردا برخورد کردیم و از او نشانی مرکز تاریخی شهر را پرسیدم، یک ایرانی بود! هرچند که بردا با بیش از 170 هزار نفر جمعیت یکی از ۱۰ شهر بزرگ هلند است اما از نگاه من ـ که در ایران شهرهای چند میلیونی را دیده‌ام ـ بردا شهری نسبتا جمع و جور و سرزنده بود. آثار برج و بارو و خندق شهر، نشان از اهمیت تاریخی این منطقه به ویژه از لحاظ نظامی و سوق‌الجیشی داشت. امضای توافق‌نامه پایان جنگ میان انگلیس و هلند در 31 جولای 1667 در شهر بردا، یکی از نقاط عطف تاریخی این شهر است.

کلیسای مرکزی شهر بردا در جنوب هلند

آنچه در این شهر، بیش از هر چیزی توجه ما را به خود جلب کرد، وضعیت بافت مرکزی آن بود. تقریبا در تمام بخش مرکزی ـ که البته مساحت قابل توجهی را هم شامل می‌شد ـ هرگونه تردد وسایل نقلیه بجز دوچرخه ممنوع بود. در واقع اهالی شهر، بخش مهمی از قلب بردا را به عنوان منطقه عاری از ماشین و موتور، صرفا به عابران پیاده اختصاص داده بودند. در خیابان اصلی مرکز بردا، کافه‌ها و رستوران‌های زیادی وجود داشت که همگی آنها از قسمت اعظم فضای خیابان برای چیدن میز و صندلی‌ها استفاده کرده بودند. با اینکه ما یک روز عادی و وسط هفته وارد شهر شده بودیم اما ازدحام آدمها در تمام کافه‌ها و رستوران‌ها، آن هم تا پاسی از شب واقعا شگفت‌آور بود. این سرزندگی و شادابی، موجب شد که ما هم چند ساعتی در شهر بمانیم و شام را در همین شهر کوچک بخوریم.

یکی از کانالهای قدیمی شهر بردا و معماری سنتی آن

نام بردا مأخوذ از نام رود «Aa» است که از وسط شهر عبور می‌کند. در واقع نام، ترکیبی از دو واژه پهن و رود «آ» است. به‌رغم آنکه بردا در خلال جنگ جهانی دوم به تصرف آلمان‌ها درآمده و تا 29 اکتبر سال 1944 همچنان در اشغال بوده، اما هنوز آثار خوبی از گذشته شهر را می‌توان در آن یافت. کلیسای بزرگ شهر (Grote Kerk) و کانال قدیمی آب (Spanjaardsgat) مربوط به قرن شانزدهم، خندق و باروی شهر و از همه جالب‌تر میدان مرکزی (Grote Markt) مهم‌ترین نقاطی بود که ما از آنها دیدن کردیم.

بخشی از برج و بارو و خندق قدیمی شهر بردا در جنوب هلند

ساعت از ده و نیم شب گذشته بود که این شهر را به قصد روتردام ترک کردیم. متأسفانه پس از ورود به روتردام، مدت زیادی برای پیدا کردن هتل وقت گذاشتیم تا اینکه بالاخره در یکی از شعبه‌های هتل‌ زنجیره‌ای ان اچ (Nh) مستقر شدیم.     

روتردام؛ شهر معماران

روتردام از آن شهرهایی است که تقریبا هیچ اثر تاریخی و شاخصی در آن به‌چشم نمی‌خورد و این موضوع تا حد زیادی ناشی از صدمات شهر در خلال جنگ جهانی دوم است. موقعیت بندری شهر و استفاده فراوان از آن برای انتقال تجهیزات و نیرو موجب شده که آتش سنگین دو طرف چیزی از گذشته شهر باقی نگذارد.

بناها و پلهای مدرن در شهر بندری روتردام

اما در مقابل، بازسازی کاملا مدرن روتردام، این شهر را به شهر محبوب معماران و طراحان شهری بدل کرده و به سبب موقعیت تجاری‌اش، بزرگ‌ترین بندر اروپا شده است.

یک کشتی تفریحی در وسط روتردام

ساختمان‌های عجیب و غریب و پل‌های عظیم فراوانی در این شهر به چشم می‌خورد که می‌تواند برای علاقه‌مندان به معماری، جذاب باشد. با راهنمایی مهدی، دوست معمارم، از مهم‌ترین آثار مدرن این شهر دیدن کردیم.

یک مرکز خرید مدرن در وسط روتردام در یک روز بارانی

خانه‌های مکعبی Cube house مانند شهرکی کوچک در دل شهری بزرگ، یکی از نمونه‌‌های پرجاذبه از معماری روتردام است. این مجموعه که توسط معمار معاصر پیت بلوم  Piet Blom طراحی شده ابتدا با ساخت 18 خانه در فاصله سال‌های 1974 تا 1977 در هلموند Helmond هلند آغاز شد و سپس با احداث شهرکی بزرگ‌تر مشتمل بر 38 خانه مکعبی در روتردام به سال 1984 پی‌گرفته شد.    

نمایی از خانه های مکعبی در روتردام

متراژ هر خانه صد متر مربع است که به دلیل زاویه تقریبا 55 درجه‌ای دیوارها، عملا بخشی از فضای زیر دیوارها بلااستفاده است. هرچند که طراح تلاش کرده تا این فضا را در قسمت‌هایی نظیر کابینت آشپزخانه‌، کمدها، تخت خواب و... توزیع کند اما در عین حال بخشی از فضا غیر قابل استفاده است. او پیش از این، همین طراحی را در برخی مناطق روستایی و به شکل انفرادی، اجرا کرده بود. در طرح انفرادی، هر خانه مثابه یک درخت طراحی شده که بر پایه‌ای استوار است و چند متری از سطح زمین بالاتر قرار می‌گیرد.

یکی از پلهای کابلی و عظیم در روتردام

این مجموعه در خیابان Overblaak و در کنار ایستگاه مترو Blaak واقع شده است. برج دیگری با شکل کلی یک مداد، در کنار این شهرک کوچک جلب توجه می‌کند. ورودی ایستگاه مترو نیز در این منطقه طراحی جالبی دارد. در حال حاضر یکی از مالکان، خانه مبله‌اش را به روی بازدیدکنندگان گشوده و به این ترتیب با پرداخت یک بلیط دو نیم یورویی می‌توان از همه بخش‌های خانه بازدید کرد.

اتاق زیر شیروانی یا طبقه سوم از خانه های مکعبی که به عنوان تراس و پاسیو طراحی شده است

خانه از یک ورودی و سه بخش اصلی تشکیل شده است: طبقه اول با اتاق نشیمن و آشپزخانه؛ طبقه دوم با دو اتاق خواب و حمام که یکی به صورت اتاق کار و دیگری اتاق خواب طراحی شده؛ طبقه سوم به شکل پاسیو برای نگهداری گیاهان آپارتمانی و یک نشیمن کوچک درآمده است.

ورودی زیبای یک ایستگاه مترو در مجاورت خانه های مکعبی در روتردام

به رغم آنکه دیدن عکسهای این مجموعه و بازدید از آن برای مخاطبان جالب است اما به گمانم زندگی کردن در فضایی با دیوارهای کج، در بلند مدت آدم را اذیت می‌کنم. به هر حال من نتوانستم با چنین فضایی ارتباط خوبی برقرار کنم اما دخترم خیلی از محیط خانه خوشش آمده بود و پشت سر هم در هر گوشه‌ای از این مجموعه عکس می‌گرفت!

یک دوچرخه باری در شهر مدرن روتردام!

دلف دانشگاهی

طرف‌های ظهر بود که به سمت شهرک دانشگاهی دلف راه افتادیم. این شهر هم در برنامه بازدید قرار نداشت اما به چند ساعت وقت گذاشتن می‌ارزید. شهر دلف به دهکده‌ای سرسبز و زیبا شبیه بود که در لابه‌های کانال‌ها و فضای سبز آن، ساختمان اصلی دانشگاه به چشم می‌خورد.

ساختمان دانشکده معماری دلف

بازدید نسبتا دقیقی از فضای داخلی دانشکده معماری و سپس صرف ناهار در سلف مرکزی دانشگاه و تماشای معماری عجیب کتابخانه مرکزی دانشگاه با سقفی سبز و چمن کاری شده، برنامه ما در این شهر کوچک و زیبا بود.

کتابخانه دانشکده معماری دلف؛ میز رزرو از کتابهای غیر قابل استفاده ساخته شده است

طبق برنامه باید به سمت آمستردام حرکت می‌کردیم اما ابتدا سری به نقشه زدیم و تصمیم گرفتیم شهرهای لاهه و لیدن را هم برنامه بگنجانیم.

ساختمان کتابخانه مرکزی دانشگاه دلف با سقفی پوشیده از چمن در یکی از خیابان های اصلی شهر

لاهه؛ شهر آرامش و التهاب

شهر «دِن‌هاخ» Den Haag  که در زبان فارسی به لاهه مشهور است از آن شهرهای عجیب دنیاست! در این شهر اتفاق‌های بزرگی رخ داده و سازمان‌های مهمی واقع شده است. در حقیقت لاهه، به نوعی پایتخت سیاسی هلند محسوب می‌شود اما بافت نسبتا سنتی و تاریخی و طبیعت زیبا، چهره پرهیاهوی شهر را پنهان کرده به همین دلیل من این شهر را با واژه «آرامش و التهاب» توصیف کردم چون به گمان من همیشه در پس آرامشی که گردشگر یا حتی مردم شهر ناظر آن هستند، التهاب و ولوله‌ای عظیم برپاست.

ساختمان دادگاه بین المللی لاهه در هلند

دادگاه بین‌المللی لاهه که اتفاقات مهمی در آن رخ داده، در تاریخ ایران نیز به دلیل صدور رای در ماجرای دفاع دکتر مصدق از ملی شدن صنعت نفت، بسیار مشهور است؛ مهم‌ترین جایی بود که در جستجوی آن به راه افتادیم. وجود این دادگاه و نهادهای دیگری نظیر آن، لاهه را به پایتخت حقوقی جهان بدل کرده است. در مقابل ساختمان قدیمی و تاریخی دادگاه، فضای سبزی واقع شده بود که دور تا دور آن به تمام زبانهای رایج، از جمله زبان فارسی، واژه صلح حک شده بود.

فضای سبز مقابل دادگاه لاهه - واژه صلح به زبانهای مختلف روی سنگ تراشیده شده است

دفتر کار ملکه هلند در خیابانی قدیمی و تاریخی در مرکز شهر واقع شده که از مقابل آن نیز عبور کردیم. البته ساعت کار ملکه تمام شده بود و در بسته بود! به‌رغم آنکه در تقسیمات کشور، آمستردام پایتخت هلند خوانده شده اما استقرار دولت و پارلمان در لاهه، عملا همه فعالیت‌های سیاسی از جمله سفارت‌خانه‌های خارجی را در این شهر مستقر کرده است.

دفتر کار ملکه هلند در لاهه - ساعت تعطیلی

نمادهای صلح، ضد جنگ و ضد هولوکاست در این شهر به وفور دیده می‌شود. بسیاری از این نمادها یادآور حوادث تلخ جنگ جهانی دوم هستند. مجسمه‌های متعدد، موزه‌ها، بناهای تاریخی، کانال‌های آب و خلاصه یک بافت کهن، زیبا، سرسبز و آرام، چهره‌ای دوست‌داشتنی به این شهر داده است.

خیابان رویال یا سلطنتی در وسط شهر لاهه - دفتر ملکه هلند در این خیابان است

مثل همه شهرهای هلند، در لاهه نیز ترامواهای قدیمی در اغلب خیابان‌ها در حرکت هستند و دوچرخه در این شهر نیز از جایگاه خوبی برخوردار است. پارکینگ‌های دوچرخه که برای هر دو ساعت توقف یک یورو دریافت می‌کردند، نشانه‌ای از تمایل مردم به این وسیله پاک بودند.

سالن شوالیه محل تاجگذاری ملکه هلند در شهر لاهه

یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های تاریخی شهر «سالن شوالیه» Ridderzaal است؛ جایی که اغلب برای مراسم رسمی نظیر بازگشایی پارلمان از آن استفاده می‌شود. این بنا و محوطه پیرامون آن، با حیاط‌های وسیع جزئی از مجموعه Binnenhof هستند. در واقع بازدید ما از این شهر به این مجموعه، دادگاه لاهه، چند کلیسا و منظر عمومی شهر محدود می‌شد.

یکی از گذرهای ارتباطی حیاط‌های وسیع مجموعه Binnenhof  پشت سالن شوالیه در لاهه

لاهه، بناها و بافت جدید هم دارد که با توجه به تنگنای وقت به سراغ آنها نرفتیم، میدان spuiplein یکی از مدرن‌ترین و زیباترین فضاهای عمومی شهر است که سالن تئاتر و موسیقی هم در آن واقع شده است. کاخ سلطنتی پادشاه هلند به نام Noordeinde  و عمارت Kneuterdijk عمارت تاریخی موزه Escher از دیگر بناهای شهر لاهه است.

ساختمان و دریاچه پارلمان هلند (Parlamentsgebouw) در لاهه

تصویر لک‌لکی ایستاده بر روی یک پا، از قرن‌ها قبل به نماد شهر تبدیل شده است. بر فراز برخی بناهای تاریخی، به صورت نمادین مجسمه‌ای از این لک لک به چشم می‌خورد. البته هنوز می‌توان لک لک‌های زنده را هم بر بلندی‌های شهر مشاهده کرد!

یکی از ساختمان قدیمی و بزرگ در خیابان مشهور  Kneuterdijk در لاهه

از لاهه، راهی لیدن شدیم، جایی که قرن‌ها قبل برای اولین بار، ماشین‌های چاپ فارسی به کار افتادند!

یکی از ساختمانهای مدرن در بافت جدید شهر لاهه - سالن تئاتر spuiplein

ادامه دارد...

  نظرات ()
مطالب اخیر سفرنامه آلمان (1): کلن و لیمبورگ سفر به هلند(2): لیدن، آمستردام و اوترخت سفر به هلند (1): کشور آب و دوچرخه بلژیک؛ کشور دو ملت یادداشت‌های پاریس(5): عادت‌های خوب و بد فرانسوی‌ها یک رویداد و چند روایت یادداشت‌های پاریس (4): شهر غریبه‌های مشهور یادداشت‌های پاریس (3): بهار دیرهنگام یادداشت‌های پاریس (2): کوچولوهای پاریس یادداشتهای پاریس(1): پاریس منفی یک
دوستان من مهار بيابان زايي سفرنامه‌های پرنیان يادداشتهاي يک کوهنورد حیات وحش ایران مقالات صدري زاده کهن دژ ديده بان محيط زيست ايران سرزمين کوهستان مطالعات زيستی For nature با طبيعت پسر شمالی چرخ به چرخ ميستان سبز کمکی آراز روستاي صخره اي ميمند کلاهه سفرنویس ـ شهريار شهر من ایلام موسسه نبض سبز حيات سفر در طبيعت ايران دردسرهاي يك دامپزشك Birding in Iran(حبيبي) نگاهي به طبيعت آتر: ايران و گردشگري هيئت كوهنوردي رودبار رازكوه پيك محيط زيست شبهاي الموت ایران را بگردیم... (محمد) عاشق مسافرت محيط‌ زيست و آثارباستاني ايلام روزنوشت‌هاي محمود دهقاني گردش (علي‌اكبر مرادان) گرمه نون بوی کوچ، بوی سفر، بوی راه طبیعت مینوی ایران کیجا قصه گو پرتال زیگور طراح قالب