صادق حیدری نیا
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ صادق حیدری نیا
آرشیو وبلاگ
      گردش در طبیعت ایران (سفرنامه‌هایی از دریچه‌ی تاریخ و طبیعت ایران و جهان)
بندر ترکمن نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/٢۱

سفرنامه شمال

از بندرترکمن تا گمیشان

سلام دوستان!

قول داده بودم که هر طوری هست در این هفته گزارش سفر شمال را تمام کنم. امیدوارم قسمت نخست را خوانده باشید. خیلی مشتاقم که نظرتان را دربارة مطالب بنویسید و اشکالاتم را متذکر شوید تا گزارش‌های بعدی کامل‌تر و کارا تر شود.

 

جوانان ماهی‌گیر در منطقة محروم گمیشان

ما از بندر ترکمن در ضلع غربی دریای خزر به طرف شمال حرکت خود را ادامه دادیم. ابتدا به شهر کوچک گمیش‌تپه رسیدیم: شهری کهنه با معماری بسیار ساده و قدیمی و مردمی ساده که ظاهر افراد و خانه‌ها و مغازه‌ها حکایت از اقتصاد ضعیف منطقه داشت. جادة اصلی از میان شهر می‌گذرد. این جاده تا رسیدن به یک پاسگاه مرزی که به آبادی مختوم‌قلی ختم می‌شود، امتداد می‌یابد. پاسگاه حفاظت از تالاب گمیشان در کنار پست ایست و بازرسی قرار دارد. در این نقطه کانال آبی قرار دارد که آب آن به دریای خزر می‌ریزد. در دو طرف کانال دو جاده وجود دارد: جادة جنوبی کانال که آسفالت است تا رسیدن به تالاب و دریا ادامه دارد و عبور و مرور از آن آزاد است. جادة دیگری که از ضلع شمالی کانال کشیده شده، درون منطقه حفاظت شده قرار دارد و مسیری خاکی و نسبتا ناهموار است. در تالاب گونه‌های فراوانی از ماکیان زندگی می‌کنند که بخش زیادی از آنها پرندگان مهاجر هستند.

متاسفانه هرساله تعداد زیادی مجوز شکار پرندگان در فصل شکار در این تالاب صادر می‌شود که با هر مجوز، یک شکارچی مجاز به شکار 6 پرنده است. خوشبختانه امسال به دلیل خطر آنفولانزای مرغی هیچ مجوزی در منطقه صادر نشده و شکارچیان هم از ترس جانشان طرف پرندگان نمی‌روند. همین موضوع باعث شده که هنوز تعداد زیادی پرنده در تالاب باشد. ضمنا ماهی‌گیری هم در تالاب و کانال آزاد است که البته به گفتة ماهی‌گیران محلی، تنها کپور در آن محل صید می‌شود. ما هر دو جادة شمالی و جنوبی تالاب را تجربه کردیم و تعدادی پرنده کوچک و بزرگ را در مسیر دیدیم که عکس چندتایی از آنها را برایتان گذاشته‌ام. متاسفانه ما زمانی به تالاب رسیدیم که دو ساعت بیشتر به غروب آفتاب نمانده بود و ناچار بودیم که منطقه را ترک کنیم. وجود پشه‌های فراوان و نبود هیچ امکاناتی در منطقه، اقامت کمپی را دشوار می‌ساخت به همین دلیل تصمیم گرفتیم که شب در آنجا نمانیم.

 

نمونه‌ای از پرندگان تالاب گمیشان

در کنار تالاب انواع مرغابی‌ها، چند دسته قو و تعداد زیادی پرندة کوچک را دیدیم. هنگام خروج از جادة خاکی کنار کانال که هوا گرگ و میش شده بود، یک جفت حواصیل بزرگ و زیبا را دیدیم که با رسیدن ما، پر کشیدند. اگر تصمیم داشتید که برای تماشای پرندگان به گمیشان بیایید توجه داشته باشید که اینجا نیز مانند میانکاله تا پیش از اسفند میزبان تعداد زیادی پرنده است که با گرم شدن هوا در صفحات شمالی و آب شدن یخ مناطق سیبری، گمیشان را به طرف شمال ترک می‌کنند. ضمنا برای نزدیک شدن به پرندگان لازم است که مدتی در یکجا بی‌حرکت بمانید تا تقریبا با محیط یکی شوید آنگاه تعداد زیادی پرنده را می‌بینید که در نزدیکی شما به چرخ زدن مشغولند!

تالاب گمیشان منطقه‌ای وسیع و زیباست که از یک سو آب شیرین رودخانه‌ها به آن وارد می‌شود و از سوی دیگر آب شور دریا. همین موضوع به وضعیت زیست‌محیطی آنجا شکل خاصی داده است.

در خبری که در اسفندماه گذشته در وبلاگ گذاشتم، نوشته بودم که ما قرار است به تالاب‌های شمالی استان که در مرز ترکمنستان است سری بزنیم ولی متاسفانه دوری آنها و فرصت کم ما این امکان را از ما گرفت که بتوانیم به تالاب آلاگل و دریاچة المیر برویم. برای رفتن به آنجا ناچار بودیم که به گمیش‌تپه بازگشته و از آنجا جادة اینچه‌برون را به طرف شمال شرقی ادامه دهیم تا به نزدیکی تالاب برسیم و سپس کمی پیاده روی کنیم تا به تالاب برسیم.

 

نمونه‌ای از پرندگان تالاب گمیشان

خلاصه ما که تصمیم داشتیم هنگام سال تحویل در خانه باشیم، گمیشان را به سمت تهران ترک کردیم تا شب را در جای مناسبی اقامت کنیم. ما که بندر ترکمن را همان روز گشته بودیم، از آنجا گذشته و به بندر گز وارد شدیم. در بندر گز به اسکلة تفریحی بندر که تازه داشت برای استقبال از مسافران نوروزی آماده می‌شد رفتیم. اسکله جای زیبا و خوش آب و هوایی بود. اما وزش باد و نسیم دریا باعث سردی هوا شده بود. به هرحال زیبایی اسکله و صدای آرام موجهای کوچک دریا، ما را به اقامت در آنجا ترغیب کرد. شب چادرهای خود را در اسکله نصب کردیم و به دلیل سردی هوا خیلی زود به درون چادر خزیدیم و بعد از خوردن شام خوابیدیم که بتوانیم صبح زود به طرف تهران حرکت کنیم.

صبح زود بندر گز را به طرف ساری ترک کردیم. قبل از رسیدن به ساری، در بهشهر نان سنتی خوشمزه‌ای که شبیه شیرمال بود ولی مزه‌اش کمی به بربری نزدیک‌ بود خریدیم. باید یادآوری کنم که در بهشهر چندین نانوایی خصوصی وجود دارد که نان سنتی را به قیمت آرد آزاد می‌فروشند و به دلیل گرانی نان آنها نسبت به نانوایی‌های یارانه‌ای، همیشه خلوت هستند. ما در مسیر رفت هم از یکی از آنها نان خریدیم که آن نان کاملا به شکل بربری پخته شده بود ولی طعم فوق‌العاده‌ای داشت. در ساری و بهشهر به این نانها می‌گویند نان گرم سنتی. خلاصه اگر راهتان به آن طرف افتاد از این نانهای خوشمزه بخرید و نوش جان کنید.

راستی برنامة ما به دلیل فشردگی یک نقص داشت: بازدید از گوزن زرد ایرانی در دشت ناز ساری. اگر از ساری گذشتید حتما سری به این منطقه بزنید و از این نژاد محافظت شده هم دیدن کنید. متاسفانه من نتوانستم در برنامة خودمان این بازدید را بگنجانم و به همین دلیل هم نمی‌توانم اطلاعات بیشتری در اختیارتان قرار دهم اما یکی از دوستانم به نام بیژن که در سفر خلیج فارس همراه ما بود در برنامه‌ای دو روز پیش از ما (در 27 اسفند) از این منطقه دیدن کرده که اگر اطلاعات خوبی داشت از او گرفته و برای شما می‌نویسم.

خلاصه ما بعد از صرف صبحانه در ساری، سفر خود را با حرکت به سوی تهران خاتمه دادیم. وقتی ما جادة هراز را به سمت تهران می‌آمدیم، مسیر تهران به طرف شمال آن قدر شلوغ بود که تقریبا ماشین‌ها زنجیره‌ای حرکت می‌کردند و ترافیک مسیر مقابل، مقداری هم در حرکت ما تاثیر گذاشته بود. اما خوشبختانه بی‌خطر به تهران رسیدیم و به این ترتیب سفر ما تمام شد!

منتظر برنامه‌های بعدی و گزارش‌های آن باشید...

من هم منتظر پیامها و نظرات شما هستم....    

 

  نظرات ()
مطالب اخیر سفرنامه آلمان (1): کلن و لیمبورگ سفر به هلند(2): لیدن، آمستردام و اوترخت سفر به هلند (1): کشور آب و دوچرخه بلژیک؛ کشور دو ملت یادداشت‌های پاریس(5): عادت‌های خوب و بد فرانسوی‌ها یک رویداد و چند روایت یادداشت‌های پاریس (4): شهر غریبه‌های مشهور یادداشت‌های پاریس (3): بهار دیرهنگام یادداشت‌های پاریس (2): کوچولوهای پاریس یادداشتهای پاریس(1): پاریس منفی یک
دوستان من مهار بيابان زايي سفرنامه‌های پرنیان يادداشتهاي يک کوهنورد حیات وحش ایران مقالات صدري زاده کهن دژ ديده بان محيط زيست ايران سرزمين کوهستان مطالعات زيستی For nature با طبيعت پسر شمالی چرخ به چرخ ميستان سبز کمکی آراز روستاي صخره اي ميمند کلاهه سفرنویس ـ شهريار شهر من ایلام موسسه نبض سبز حيات سفر در طبيعت ايران دردسرهاي يك دامپزشك Birding in Iran(حبيبي) نگاهي به طبيعت آتر: ايران و گردشگري هيئت كوهنوردي رودبار رازكوه پيك محيط زيست شبهاي الموت ایران را بگردیم... (محمد) عاشق مسافرت محيط‌ زيست و آثارباستاني ايلام روزنوشت‌هاي محمود دهقاني گردش (علي‌اكبر مرادان) گرمه نون بوی کوچ، بوی سفر، بوی راه طبیعت مینوی ایران کیجا قصه گو پرتال زیگور طراح قالب