صادق حیدری نیا
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ صادق حیدری نیا
آرشیو وبلاگ
      گردش در طبیعت ایران (سفرنامه‌هایی از دریچه‌ی تاریخ و طبیعت ایران و جهان)
سفر به عباس آباد بهشهر نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/۱۸

سفرنامه شمال

از عباس‌آباد بهشهر تا میانکاله و ناهارخوران!

سلام دوستان!

این سومین سفری است که گزارش آن را برایتان می‌نویسم. پیام‌های پرمهری که برایم گذاشتید موجب شد به کاری که آغاز کردم امیدوارم شوم. بعضی پیامها هم نکاتی را متذکر شده و یا پرسش‌هایی را طرح کردند که برایم واقعاً مفید بود. امیدوارم که پیامهای مهرآمیز و روشنی‌بخشتان ادامه داشته باشد تا موجب دلگرمی من در نوشتن این صفحات شود!

 

نمایی از دریاچة عباس‌آباد بهشهر

من و همسرم زهره با چهارتا از دوستان روز 26 اسفند 84 عازم شمال شدیم. برنامة اصلی ما بازدید از پناهگاه حفاظت‌شده میانکاله و تالاب‌های بین‌المللی استان گلستان بود. ولی طبق معمول ترجیح دادیم در طول مسیر و تا میزانی که از برنامه اصلی بازنمانیم، به هرجایی که امکان داشت سرک بکشیم. از تهران با دو اتومبیل حرکت کردیم: یک پژو 206 و یک کامارو مدل 1975! اولین توقف ما در میدان ساعت ساری بود. این میدان قدیمی‌ترین محلة شهر است و مجموعة نسبتا مفصل بازار در آن واقع شده. اگر گذرتان به آنجا افتاد حتما سری به بازار محلی میوه و تره‌بار و ماهی بیاندازید. سبزی‌های دسته‌شده و بسیار تازه و تمیز محلی، ماهی‌ها و انواع مرغ‌ها (وحشی و خانگی) زیبایی خاصی به بازار داده. البته امسال به دلیل خطر آنفولانزای مرغی، از طیور وحشی خبری نبود. چند سال پیش که به بازار آمده بودیم، از دیدن پرندگان اهلی و وحشی به شدت وجد‌زده شدیم. در همین بازار ساری، یک نان محلی به نام نان گرم پخته می‌شود که واقعا خوشمزه است.

 

 

نمایی از محوطة عباس‌آباد بهشهر

ما ناهار را در رستوران میثم که صد قدمی میدان است خوردیم. جای شما خالی! چلو با ماهی سفید که خیلی عالی پخته شده بود. ناهار آن روز برای من و دوستانم خیلی جالب بود چون که جناب آشپز! برای هر نفر یک ماهی سفید را برشته کرده بود و این اولین باری بود که من ماهی سفید سفارش می‌دادم و به جای یک یا دو برش بزرگ ماهی، با یک عدد ماهی درسته مواجه می‌شدم.

ناهار را که خوردیم به طرف بهشهر حرکت کردیم. من از قبل تصمیم داشتم که حتما در بهشهر از منطقه عباس‌آباد دیدن کنم ولی اطلاعات درستی از منطقه و امکانات و موقعیتش نداشتم. خوشبختانه این منطقه در میان اهالی از محبوبیت و شهرت خوبی برخوردار است و به همین دلیل به راحتی می‌توان با یکی دو پرس و جو به آنجا رسید. در ضلع جنوب جاده بهشهر به طرف گرگان، کمتر از پنج کیلومتر بیرون بهشهر، جادة بسیار زیبا و رویایی‌ای با درختان سرو، شما را به دریاچه عباس‌آباد می‌رساند. 2 تابلوی بزرگ مسافران را به سوی این منطقه راهنمایی می‌کند. روی تابلوها نوشته: استخر و محوطة تاریخی عباس‌آباد.

 

یکی از دو برج تاریخی عباس‌آباد بهشهر

درباره این منطقه اطلاعات من هم ناقص است و متاسفانه تابلوی راهنما و یا کسی در منطقه حضور ندارد که توریست‌ها را راهنمایی کند. اما این قدری که من می‌دانم قدمت محوطه و آثار به‌جامانده در آن به دورة صفوی می‌رسد...

ارتفاع این منطقه از سطح دریا حدود 600 متر است: توجه داشته باشید که در ساحل دریا هستید نه در شهری مرتفع! و به این سبب ارتفاع آن در یک شهر کنار دریا، قابل توجه است. ارتفاع و پوشش جنگلی باعث شده که هوای آنجا کمی سرد باشد. در این محوطة زیبا که دارای پوشش جنگلی طبیعی و فوق‌العاده‌ای است دریاچة کوچکی قرار دارد که ظاهرا در دوره صفوی و به شکل یک استخر بزرگ احداث شده و به‌خاطر مصنوعی بودن به استخر معروف است. در اطراف استخر، تعداد زیادی رستوران و قهوه‌خانه قرار دارد که انواع غذاهای ایرانی و فرنگی را عرضه می‌کنند. جای شما خالی ما شب را در همین محوطه چادر زدیم و در آن هوای سرد و بارانی باخوردن آش رشتة داغ از طبیعت لذت بردیم. آن شب هوا خیلی سرد بود و تا صبح هم  باران شدیدی بارید. از آنجایی که برنامة اصلی ما رفتن به میانکاله بود، صبح چندتا عکس در جنگل گرفتیم و به طرف میانکاله راهی شدیم. 

 

نمایی از جنگلهای عباس‌آباد بهشهر

برای رفتن به میانکاله ناچار به بهشهر بازگشتیم و از آنجا جادة بندر امیرآباد را تا انتها رفتیم. از بهشهر تا بندر امیرآباد حدود 35 کیلومتر راه بود ولی جاده‌ای بسیار خلوت و بدون پیچ و خم! از ظاهر بندر امیرآباد برمی‌آمد که بندری تجاری ـ صنعتی است. تعداد زیادی تریلر در اطراف بندر در انتظار بارگیری بودند. از بندر تا ورودی پناهگاه حیات وحش میانکاله، حدود سه کیلومتر راه است که البته جاده‌ای بسیار خراب دارد. راستی فراموش نکنید که برای ورود به میانکاله باید از قبل مجوز بگیرید این مجوز را سازمان حفاظت از محیط زیست صادر می‌کند و چون دوست طبیعت‌گرد و وبلاگ‌نویسم رضا، نحوه اخذ مجوز را در وبلاگ خود به نشانی http://crazyhikers.persianblog.ir/ آورده من از تکرار آن خودداری می‌کنم.

 

نمایی از جادة بهشهر به میانکاله

هنگام ورود به میانکاله، با دوجادة مجزا روبرو می‌شوید. جادة سمت چپ که از کنار ساحل شمالی در حاشیة دریای خزر کشیده شده، مخصوص شیلات است. زیرا در ضلع شمالی شبه جزیره، تعداد زیادی لنج و اسکله ماهی‌گیری قرار دارد که همگی تحت نظارت اداره شیلات عمل می‌کنند. این جاده در مقابل مسیر جنوبی، چندان برای طبیعت‌گردان جذاب نیست. در مسیر جنوبی که به خلیج گرگان می‌رسد، تعداد زیادی راه و بیراه از آن منشعب می‌شود که معمولا طبیعت‌گردان از آن مسیرها به درون شبه جزیره می‌روند. شبه جزیره حدود 45 کیلومتر طول و به طور متوسط حدود 5 کیلومتر عرض دارد. در جنوب شبه جزیره، خلیج گرگان واقع شده و در شمال آن دریای خزر قرار دارد. در سمت شرق هم بریدگی آب که عرض آن کمتر از یک کیلومتر است، شبه‌جزیره را از جزیره آشوراده جدا می‌کند. قایق‌سواری در اطراف شبه‌جزیره و مخصوصا در خلیج گرگان ممنوع است. البته ماهی‌گیری هم در خلیج ممنوع است. با کمی حوصله به خرج دادن، حیوانات مختلفی را می‌توان در میانکاله دید. البته شبه‌جزیره پناهگاه اصلی پرندگان مهاجر و بومی است، اما حیواناتی مانند خرگوش، روباه، گراز، جوجه‌تیغی، شغال و... هم در آنجا دیده می‌شود. ولی متاسفانه چیزی که خیلی زیاد در منطقه وجود دارد گاو است! نمی‌دانم با چه توجیهی ولی متاسفانه تعداد زیادی گاوداری سنتی در منطقه وجود دارد که باعث آلودگی شبه‌جزیره و تخریب پوشش گیاهی آن شده‌اند.

 

ورودی شبه جزیره میانکاله

اگر تصمیم داشتید به میانکاله بروید سعی کنید برنامة خود را در بهمن‌ماه تنظیم کنید تا ورود شما به منطقه با حضور صدها پرندة مهاجر شامل فلامینگو، قو، حواصیل و ... که از صفحات سردسیر شمالی به آنجا آمده‌اند هم‌زمان شود. و فراموش نکنید که این پرندگان زیبا طبق ساعت بیولوژیکی خود، هرسال دهم اسفندماه این منطقه را ترک می‌کنند. ضمنا در تمام منطقه فروشگاهی پیدا نمی‌کنید که نیازهای خود را در آنجا تهیه کنید پس سعی کنید که خریدهای خود را در بهشهر انجام دهید و اگر از این کار غافل شدید می‌توانید خریدهای ضروری خود را در حد خوراکی و آب معدنی (آب آشامیدنی در منطقه نیست) و بنزین! از روستایی در دو کیلومتری غرب بندر امیرآباد خریداری کنید.

 

نمایی از شبه جزیره میانکاله

هوای سرد و بارانی منطقه، ما را ناچار کرد که پس از چند ساعت گشت‌زنی در شبه‌جزیره، آنجا را به طرف گرگان ترک کنیم. برنامة بعدی ما تالاب گمیشان بود که برای رسیدن به آنجا باید از بندر ترکمن می‌گذشتیم. ما تصمیم گرفتیم که شب را در ناهارخوران گرگان بمانیم و صبح مجددا به بندر ترکمن بازگردیم و به طرف شمال آن شهر حرکت کنیم. جای شما خالی آن شب هم تا صبح به شدت باران بارید. سرمای هوا و بارندگی شدید ما را ناچار کرد که آن شب را در مهمانسرای جهانگردی ناهارخوران بمانیم. این مهمانسرا از کیفیت خوب و قیمت مناسبی برخوردار است: هرشب اقامت برای یک اتاق دو تخته بدون صبحانه، 19200 تومان. امکانات اتاق و سرویس‌دهی بسیار خوب و باکیفیت بود.

آن شب همة بچه‌ها خسته بودند و بعد از حمام همگی در اتاق‌هایشان خوابیدند. صبح که بیدار شدیم، خوشبختانه باران بند آمده بود و جنگل، زیبای خاصی پیدا کرده بود. ما بعد از صرف یک صبحانة مفصل چرخی در جنگل زدیم و سپس به سوی بندر ترکمن راه افتادیم. از مناظر زیبای جنگل هم چندتا عکس گرفتم. راستی روستای زیارت در 20 کیلومتری جادة ناهارخوران به دلیل وجود امامزاده‌ای در آنجا گردشگران زیادی به خود جلب می‌کند. ما سری هم به آنجا زدیم ولی روستا جاذبة خاصی نداشت یا حداقل ما چیز خاصی ندیدیم. البته فراموش نکنید که در ایران روستاهای زیادی به نام زیارت وجود دارد.

در مسیر گرگان به بندرترکمن، تعداد زیادی روسری‌فروش ترکمن را دیدیم که روسری‌های ترکمنی را در مسیر جریان باد به بند کشیده بودند و واقعا منظره جالبی ایجاد کرده بودند که آدم را تحریک می‌کرد توقفی کند و از آنها خرید کند. ماهم در کنار یکی از اینها ایستادیم و دو روسری ترکمنی خریدیم یکی را همسرم زهره خرید و دیگری را همسر دوستم هادی. انصافا قیمت روسری‌ها خیلی مناسب بود چون من از قیمت این روسری‌ها در شهر گنبد که مرکز آن است خبر داشتم و بعد که در بندر ترکمن هم قیمت گرفتیم دیدیم که خیلی مناسب خریدیم. برای آنهایی که به این روسری‌ها علاقه دارند بگویم که قیمت این روسری‌ها به چند چیز بستگی دارد: اصالت طرح آنها، چاپی بودن یا بافته بودن نقشه‌ها، بلندی ریشة حاشیة آن و نهایتا جنس تار و پود آن. معروف‌ترین نقشه‌های روسری ترکمنی به تاتار مشهور است. هنوز در بعضی شهرها می‌توان نمونه‌های اصلی روسری تاتار که ظاهرا توسط شخصی به این نام و با دست بافته شده را پیدا کرد. این روسری‌های قدیمی که بیش از 50 سال از بافت آنها می‌گذرد بیش از 50 هزار تومان قیمت دارند.

 

نمایی از جزیره آشوراده

به برنامة خودمان برگردیم: ما بعد از رسیدن به بندر ترکمن، عازم جزیره آشوراده شدیم. از بندر ترکمن تا جزیره، کرایة رفت و برگشت هرقایق شش نفره، 3500 تومان بود. ما یک قایق گرفتیم که ما را به جزیره ببرد تا ناهار را در رستوران شیلات در جزیره بخوریم. از آنجایی که سواحل شمال در حدود بندر ترکمن یکی از مراکز اصلی صید ماهی خاویاری است، کباب ماهی اوزون برون در آنجا غذای محبوبی است. از شما چه پنهان ما هم حوس کرده‌ بودیم که اوزون‌برون را هم امتحان کنیم! در رستوران جزیره آشوراده سه نوع غذا سرو می‌شد: ماهی سفید، ماهی صوف و ماهی اوزون برون. جای شما خالی ما همگی اوزون برون خوردیم ولی به مذاق ما که چندان خوش نیامد و پشیمان شدیم که چرا ماهی سفید نخوردیم.

ما بعد از دو ساعت جزیره را که در حال حاضر غیر مسکونی است ترک کردیم و به طرف گمیش‌تپه و تالاب گمیشان حرکت کردیم...

  نظرات ()
مطالب اخیر سفرنامه آلمان (1): کلن و لیمبورگ سفر به هلند(2): لیدن، آمستردام و اوترخت سفر به هلند (1): کشور آب و دوچرخه بلژیک؛ کشور دو ملت یادداشت‌های پاریس(5): عادت‌های خوب و بد فرانسوی‌ها یک رویداد و چند روایت یادداشت‌های پاریس (4): شهر غریبه‌های مشهور یادداشت‌های پاریس (3): بهار دیرهنگام یادداشت‌های پاریس (2): کوچولوهای پاریس یادداشتهای پاریس(1): پاریس منفی یک
دوستان من مهار بيابان زايي سفرنامه‌های پرنیان يادداشتهاي يک کوهنورد حیات وحش ایران مقالات صدري زاده کهن دژ ديده بان محيط زيست ايران سرزمين کوهستان مطالعات زيستی For nature با طبيعت پسر شمالی چرخ به چرخ ميستان سبز کمکی آراز روستاي صخره اي ميمند کلاهه سفرنویس ـ شهريار شهر من ایلام موسسه نبض سبز حيات سفر در طبيعت ايران دردسرهاي يك دامپزشك Birding in Iran(حبيبي) نگاهي به طبيعت آتر: ايران و گردشگري هيئت كوهنوردي رودبار رازكوه پيك محيط زيست شبهاي الموت ایران را بگردیم... (محمد) عاشق مسافرت محيط‌ زيست و آثارباستاني ايلام روزنوشت‌هاي محمود دهقاني گردش (علي‌اكبر مرادان) گرمه نون بوی کوچ، بوی سفر، بوی راه طبیعت مینوی ایران کیجا قصه گو پرتال زیگور طراح قالب