صادق حیدری نیا
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ صادق حیدری نیا
آرشیو وبلاگ
      گردش در طبیعت ایران (سفرنامه‌هایی از دریچه‌ی تاریخ و طبیعت ایران و جهان)
از حوض سلطان تا نطنز نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/۳٠

 

از حوض سلطان تا نطنز

 

کاشان، نیاسر، ابیانه و نطنز

 

 

حوض سلطان در پنجاه کیلومتری شمال قم

سلام!

از همه دوستانی که منتظر ماندند تا گزارش سفر را بفرستم عذر می‌خواهم! راستش همان طوری که در پست قبلی گفتم من و همراهانم ـ که این بار به غیر از همسر و همسفر همیشگی‌ام زهره، برادرم حامد و دوستم بابک نیز با ما بودند ـ تا زمانی که حرکت کردیم نمی‌دانستیم کجا باید برویم! فقط تصمیم داشتم که برای صبحانه به نزدیکی‌های حوض سلطان بروم. همین طور هم شد فقط با این تفاوت که از ترس گیرافتادن در قسمت‌های باتلاقی اطراف آن، خیلی نزدیک نشدیم. البته من بار اولم بود که به حوض سلطان می‌رفتم برای همین خیلی به منطقه آشنا نبودم و می‌دانم که اگر شما از یک راهنمای وارد استفاده کنید می‌توانید تا خود حوض سلطان پیش بروید و چندین بنا و کاروانسرای بسیار قدیمی که اطراف آنجا قرار دارد را ببینید.

حوض سلطان همان دریاچه‌ای است که در نزدیکی اتوبان تهران ـ قم واقع شده و خیلی‌ها به اشتباه آن را دریاچة قم می‌خوانند. توی این فصل به دلیل خنکی هوا و بارش نسبی باران، اطراف آنجا نسبتا سرسبز است خودش هم اندکی آب دارد و برای آنهایی که خیلی هم از کویرهای خشک خوششان نمی‌آید جذابیتی دارد!

 

 

 

کلون درب مسجد و مدرسه آقا بزرگ

 

بعد از صرف صبحانه در حوض سلطان، به بچه‌ها گفتم که بهتر است بی‌خیال شیراز و یاسوج که راه‌شان دور است بشیم و برویم به سمت کاشان و اطراف آنجا. به این ترتیب عازم کاشان شدیم تا اول جاهای ندیدة کاشان را ببینیم و بعد به سرعت به طرف روستاهای اطراف کاشان حرکت کنیم. به این ترتیب پیش از ظهر از کاشان سردرآوردیم. چون روزجمعه بود و یه نیمچه تعطیلاتی هم به خاطر تعطیلی روز یکشنبه جور شده بود، خیلی‌های دیگه مثل ما به آنجا آمده بودند و کاشان نسبتا شلوغ بود. من و همراهانم مشتاق بودیم که سراغ خانه‌های تاریخی کاشان برویم، سه تا خانه را دیدیم و رفتیم و ناهار خوردیم و برگشتیم دو سه جای دیگر را هم دیدیم و بعد به سمت روستای بسیار زیبای نیاسر حرکت کردیم. البته به سراغ باغ و حمام فین نرفتیم چون پیش از این بارها به آنجا رفته بودیم. آن عکسی هم که در پست قبلی گذاشته بودم مربوط به نیاسر است.

 

 

 

نمایی از خانه عامری

اما دیدنی‌های کاشان!

باور کنید که اگر حوصلة بناهای تاریخی را داشته باشید، باید برای گشتن در شهر کاشان حداقل دو روز کامل وقت بگذارید. اما من مهم‌ترین و زیباترین آثار را برایتان به شکل مختصری بازگو می‌کنم و چندتا عکسی هم که از این آثار گرفته‌ام، می‌گذارم و برای اطلاعات بیشتر شما را به سایت بسیار جامع و زیبای شهرداری کاشان به نشانی  www.kashan.ir  حواله می‌کنم!

تقریبا اغلب خانه‌های تاریخی کاشان در محله سلطان امیر احمد، در خیابان علوی واقع است. نخستین خانه‌ای که ما به سراغش رفتیم، خانه عامری‌ها بود. البته شهرک کوچکی که نام خانه بر آن نهاده بودند! 13 هزار متر مربع مساحت با چندین حیاط اندرونی و بیرونی و چندین سرداب و... خلاصه بی‌نظیر بود.

مجموعه‎ی خانه‎های عامری‌ها در زمان عمرانی و آبادانی کاشان پس از زمین‎لرزه‎ی سال 1192 قمری و در حاشیه‎ی خیابان علوی کاشان ساخته شد. این خانه در حقیقت یک اقامتگاه فامیلی بوده که چند تن از عامری‌ها با اهل و عیال و خدم و حشم خود در آنجا زندگی می‌کردند. وسعت خانه و جمعیت آن چنان بوده که درون خانه حمامی به سبک حمام‌های عمومی آن روزگار ساخته شده و این تنها خانه‌ای در شهر کاشان بوده که در آن عصر حمام داشته است.

بعد از آن، ما به سراغ خانه بروجردی‌ها رفتیم، خانه‌ای که در عکسهای کاشان خیلی به چشم می‌خورد. این خانه توسط بازرگانی به نام حاج سید حسن نطنزی در حوالی سال 1275 قمری در دوره قاجاریه ساخته شده است. چون صاحب‌خانه مال‌التجاره از بروجرد وارد می‌کرده، لذا به حاج آقا حسن بروجردی مشهور شده و خانه‌ای هم که متعلق به وی بوده به خانه بروجردی موسوم گردیده است. معمار این خانه یکی از نوابغ معماری کاشان و از طراحان معروف، ساختمان به نام استاد علی مریم بوده که در ایجاد دو بنای تاریخی دیگر کاشان، یکی خانه تاریخی طباطبائی (در نزدیکی خانه بروجردی) و دیگری تیمچه امین‌الدوله (واقع در بازار) نقش داشته است.

 

حمام محله سلطان امیر احمد

ویژگی اصلی بناهای تاریخی در کاشان و البته سراسر ایران، درون‌گرایی آنهاست. تمام این بناها که تصویر گوشه‌ای از آنها در عکسها آمده، از نمای بیرون، ساختمانی بسیار ساده و فاقد تزیینات هستند، اما اوج هنر معماران به داخل خانه منتقل شده تا اهل خانه که بیشترین وقت از عمر خود را در خانه سپری می‌کنند، بهترین استفاده را از فضای داخلی ببرند: شیشه‌های رنگی که نور آفتاب را بانهایت زیبایی به داخل اتاقها هدایت می‌کند، سرداب‌های خنک که در گرمای تابستان بهترین پناه برای اهل خانه و میهمانان است و نهایتا اتاق‌هایی که گرداگرد حیاط و اغلب پیرامون حوض آب باصفایی ساخته شده تا حداکثر روابط چهره به چهره را میان اهل خانه پدید آورد و از اِشراف هر پنجره غریبه‌ای به درون حیاط جلوگیری کند.

 

 

 

مسجد و مدرسه آقا بزرگ

 

ما بعد از بازدید از حمام، به خانه طباطبایی رفتیم. این خانه در نزدیکی خانه تاریخی بروجردی و در جوار بقعه امامزاده سلطان امیراحمد (که این بقعه نیز از آثار هنری قرن نهم و دهم میباشد) واقع شده، به خاطر این که سنگ بنای این خانه را شخصی به نام حاج سیدجعفر طباطبائی نطنزی بنا نهاده است به خانه طباطبائی موسوم و مشهور گردیده است. این خانه در زمینی به مساحت 4730 متر مربع و در حدود سال 1250 قمری با مهارت و هنرمندی معمار معروف کاشانی استاد علی مریم احداث گردیده است. خانه مشتمل بر چهار صحن و حیاط است که حیاط مرکزی متعلق به قسمت بیرونی و دو حیاط متعلق به اندرونی و یک حیاط متعلق به خدمه بوده است. برای ناهار به رستوران شاندیز رفتیم که جای شما خالی غذای خیلی خوبی داشت! اگر به دنبال غذای مطمئن و سالمی هستید یا به رستوران شاندیز بروید و یا به رستوران گلشن! این دو در آنجا بسیار مشهور است. من از وضعیت بقیه رستوران‌های کاشان اطلاعی ندارم.

 

 

نمایی از حیاط دلگشای خانه طباطبایی‌ها

 

بعد از ناهار ابتدا به مدرسه و مسجد آقابزرگ رفتیم. بنایی باشکوه و زیبا با حیاطی در وسط که یک طبقه پایین‌تر از سطح حیاط بالایی است. ظاهرا عصر جمعه در مساجد کاشان برنامه‌ای برقرار است. چون در آن ساعتی که ما به مسجد آقا بزرگ رفتیم در مسجد مجلسی بود که به سبب آن از کسی برای ورود بلیط نمی‌گرفتند و تازه داخل شبستان زمستانی که برنامه بود، چای و شیرینی هم می‌دادند. راستی فراموش نکنید که برای بازدید از هریک از این ابنیه مبلغ 300 تومان باید بپردازید و اگر دانشجو هستید کارت دانشجویی خود را همراه داشته باشید تا نیم‌بها بازدید کنید.

در کنار مسجد و مدرسه آقا بزرگ مجموعه بنای تاج‌الدین واقع شده که از کهن‌ترین ابنیه کاشان است و در حال حاضر به شکل زیارتگاهی درآمده است.

 

 

 

نمایی از داخل اتاق مهمانخانه در خانه عباسیان

 

آخرین خانه‌ای که ما در کاشان به سراغش رفتیم خانة عباسیان بود.خانه‌ای متفاوت با خانه‌های دیگر! البته هرکدام از این خانه‌ها به سبکی منحصر به خود ساخته شده بود و این موضوع بیانگر توان مالی افراد و علاقه آنها به داشتن خانه‌ای منحصر به فرد است. اما تفاوت اصلی خانة عباسیان در تعصب مذهبی اهل خانه بوده! این خانه به شکلی تو در تو و بسیار گود ساخته شده: دو طبقه پایین‌تر از سطح کوچه و دو طبقه بالاتر از آن: یعنی بنایی با 4 طبقه! ولی غیر متقارن و با سبکی خاص. تعصب صاحب‌خانه موجب شده که اندرونی و بیرونی خیلی مستقل از هم و پیچیده طراحی شود و نیز راهی هم از زیر خانه به حمام شهر کشیده شده بود که اهل اندرونی هرگز پا در کوچه و خیابان نگذاشته و مستقیم از درون خانه به درون حمام بروند. البته برای کارهای دیگر هم نیازی به خروج زنان نبوده است!

مجموعه خانه‌های تاریخی عباسیان به تحقیق و طبق نظر کارشناسان معماری، جزو برجسته‌ترین آثار معماری اسلامی و یکی از نامزدهای دریافت جایزه بهترین بناهای مسکونی ایران اسلامی است.

 

 

نمایی از دیگر از تزیینات خانه عباسیان

 

این مجموعه مشتمل بر پنج حیاط و گودال باغچه است. خانه‌های عباسیان به لحاظ معماری، دارای طرحی بسیار قوی و غنی و از نظر تزئینات گچ‌بری و نقاشی و کاربری تزئینات معماری اسلامی نظیر: رسمی‌بندی، یزدی‌بندی، کاربندی، قطاربندی، مقرنس و مشبک در اوج زیبائی و ظرافت است.

ما بعد از بازدید از خانه عباسیان به قصد رفتن به نیاسر کاشان را ترک کردیم و پس از گذر از کنار راوند، در جاده کاشان به مشهد اردهال به سوی نیاسر رفتیم....

 

  نظرات ()
برنامه سفر به ... نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/٢۸

سفرنامه تعطیلات

سلام دوستان!

من بالاخره در ثانیه آخر رفتم سفر! شاید باور نکنید اما تا صبح روز جمعه که از خانه راه افتادیم، هنوز نمی‌دانستم که قرار است کجا برویم! فقط راه افتادیم!

تا دو روز قبل از حرکت، تصمیم داشتیم که به دریاچه مهارلو در جنوب غربی شیراز سفر کنیم! بعد مردد شدم که به مهارلو بروم که یک دریاچة آب شور است یا به پریشان که کمی دورتر است ولی یک دریاچة آب شیرین است. بعد تصمیم گرفتم که از هردوی اینها منصرف شوم و به آبشارهای یاسوج، آب ملخ و مارگون سری بزنم! بعد گفتم که نه! می‌روم در دل کویر و به سمت نایین و از آنجا به سمت انارک و خور بروم، بعدش هیچ کدام از اینجاها که گفتم نرفتم و رفتم به ...

منتظر سفرنامه باشید که همین امروز و فردا، بخش نخست آن را برایتان می‌فرستم.

این هم عکسی از سفر اخیر، حدث بزنید که کجاست؟

 اینجا، نیاسر، دهکده‌ای زیبا در نزدیکی کاشان است

  نظرات ()
یک ماهگی وبلاگ! نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/٢۳

به مناسبت یک‌ماهگی

خانة من یک ماهه شد!

 سلام دوستان

امروز وبلاگ کوچک من یک ماهه شد! خودم فکر نمی‌کردم که در این مدت کوتاه که پانزده روز نخست آن هم تقریبا بیکار بودم، بتوانم این همه دوست و آشنا پیدا بکنم! راستش را بخواهید دید و بازدیدهای نوروزی در وبلاگ خودم و سایر دوستانم، بیشتر از دید و بازدید ایام تعطیلات نوروز بود. فردا (احتمالا) عازم یک سفر سه روزه می‌شوم. از شما چه پنهان هنوز تصمیم نگرفته‌ام کجا بروم و جز همسرم و احتمالا یکی از دوستان، همسفر دیگری هم پیدا نکرده‌ام! اما بالاخره تا فردا ظهر تصمیم خواهم گرفت و به امید خدا وقتی برگردم گزارش آن را برای شما می‌نویسم.

راستی اگر پیشنهادی برای گردش‌های طبیعی ـ فرهنگی در این فصل زیبا از سال دارید برایم بنویسید! مطمئن باشید که بجای شما به آنجا خواهیم رفت و با سفرنامه‌ای مصور به نزدتان باز می‌گردیم.

 

این عکس را نوروز پارسال (84) در جنگلهای نور برداشتم

 

 

  نظرات ()
بندر ترکمن نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/٢۱

سفرنامه شمال

از بندرترکمن تا گمیشان

سلام دوستان!

قول داده بودم که هر طوری هست در این هفته گزارش سفر شمال را تمام کنم. امیدوارم قسمت نخست را خوانده باشید. خیلی مشتاقم که نظرتان را دربارة مطالب بنویسید و اشکالاتم را متذکر شوید تا گزارش‌های بعدی کامل‌تر و کارا تر شود.

 

جوانان ماهی‌گیر در منطقة محروم گمیشان

ما از بندر ترکمن در ضلع غربی دریای خزر به طرف شمال حرکت خود را ادامه دادیم. ابتدا به شهر کوچک گمیش‌تپه رسیدیم: شهری کهنه با معماری بسیار ساده و قدیمی و مردمی ساده که ظاهر افراد و خانه‌ها و مغازه‌ها حکایت از اقتصاد ضعیف منطقه داشت. جادة اصلی از میان شهر می‌گذرد. این جاده تا رسیدن به یک پاسگاه مرزی که به آبادی مختوم‌قلی ختم می‌شود، امتداد می‌یابد. پاسگاه حفاظت از تالاب گمیشان در کنار پست ایست و بازرسی قرار دارد. در این نقطه کانال آبی قرار دارد که آب آن به دریای خزر می‌ریزد. در دو طرف کانال دو جاده وجود دارد: جادة جنوبی کانال که آسفالت است تا رسیدن به تالاب و دریا ادامه دارد و عبور و مرور از آن آزاد است. جادة دیگری که از ضلع شمالی کانال کشیده شده، درون منطقه حفاظت شده قرار دارد و مسیری خاکی و نسبتا ناهموار است. در تالاب گونه‌های فراوانی از ماکیان زندگی می‌کنند که بخش زیادی از آنها پرندگان مهاجر هستند.

متاسفانه هرساله تعداد زیادی مجوز شکار پرندگان در فصل شکار در این تالاب صادر می‌شود که با هر مجوز، یک شکارچی مجاز به شکار 6 پرنده است. خوشبختانه امسال به دلیل خطر آنفولانزای مرغی هیچ مجوزی در منطقه صادر نشده و شکارچیان هم از ترس جانشان طرف پرندگان نمی‌روند. همین موضوع باعث شده که هنوز تعداد زیادی پرنده در تالاب باشد. ضمنا ماهی‌گیری هم در تالاب و کانال آزاد است که البته به گفتة ماهی‌گیران محلی، تنها کپور در آن محل صید می‌شود. ما هر دو جادة شمالی و جنوبی تالاب را تجربه کردیم و تعدادی پرنده کوچک و بزرگ را در مسیر دیدیم که عکس چندتایی از آنها را برایتان گذاشته‌ام. متاسفانه ما زمانی به تالاب رسیدیم که دو ساعت بیشتر به غروب آفتاب نمانده بود و ناچار بودیم که منطقه را ترک کنیم. وجود پشه‌های فراوان و نبود هیچ امکاناتی در منطقه، اقامت کمپی را دشوار می‌ساخت به همین دلیل تصمیم گرفتیم که شب در آنجا نمانیم.

 

نمونه‌ای از پرندگان تالاب گمیشان

در کنار تالاب انواع مرغابی‌ها، چند دسته قو و تعداد زیادی پرندة کوچک را دیدیم. هنگام خروج از جادة خاکی کنار کانال که هوا گرگ و میش شده بود، یک جفت حواصیل بزرگ و زیبا را دیدیم که با رسیدن ما، پر کشیدند. اگر تصمیم داشتید که برای تماشای پرندگان به گمیشان بیایید توجه داشته باشید که اینجا نیز مانند میانکاله تا پیش از اسفند میزبان تعداد زیادی پرنده است که با گرم شدن هوا در صفحات شمالی و آب شدن یخ مناطق سیبری، گمیشان را به طرف شمال ترک می‌کنند. ضمنا برای نزدیک شدن به پرندگان لازم است که مدتی در یکجا بی‌حرکت بمانید تا تقریبا با محیط یکی شوید آنگاه تعداد زیادی پرنده را می‌بینید که در نزدیکی شما به چرخ زدن مشغولند!

تالاب گمیشان منطقه‌ای وسیع و زیباست که از یک سو آب شیرین رودخانه‌ها به آن وارد می‌شود و از سوی دیگر آب شور دریا. همین موضوع به وضعیت زیست‌محیطی آنجا شکل خاصی داده است.

در خبری که در اسفندماه گذشته در وبلاگ گذاشتم، نوشته بودم که ما قرار است به تالاب‌های شمالی استان که در مرز ترکمنستان است سری بزنیم ولی متاسفانه دوری آنها و فرصت کم ما این امکان را از ما گرفت که بتوانیم به تالاب آلاگل و دریاچة المیر برویم. برای رفتن به آنجا ناچار بودیم که به گمیش‌تپه بازگشته و از آنجا جادة اینچه‌برون را به طرف شمال شرقی ادامه دهیم تا به نزدیکی تالاب برسیم و سپس کمی پیاده روی کنیم تا به تالاب برسیم.

 

نمونه‌ای از پرندگان تالاب گمیشان

خلاصه ما که تصمیم داشتیم هنگام سال تحویل در خانه باشیم، گمیشان را به سمت تهران ترک کردیم تا شب را در جای مناسبی اقامت کنیم. ما که بندر ترکمن را همان روز گشته بودیم، از آنجا گذشته و به بندر گز وارد شدیم. در بندر گز به اسکلة تفریحی بندر که تازه داشت برای استقبال از مسافران نوروزی آماده می‌شد رفتیم. اسکله جای زیبا و خوش آب و هوایی بود. اما وزش باد و نسیم دریا باعث سردی هوا شده بود. به هرحال زیبایی اسکله و صدای آرام موجهای کوچک دریا، ما را به اقامت در آنجا ترغیب کرد. شب چادرهای خود را در اسکله نصب کردیم و به دلیل سردی هوا خیلی زود به درون چادر خزیدیم و بعد از خوردن شام خوابیدیم که بتوانیم صبح زود به طرف تهران حرکت کنیم.

صبح زود بندر گز را به طرف ساری ترک کردیم. قبل از رسیدن به ساری، در بهشهر نان سنتی خوشمزه‌ای که شبیه شیرمال بود ولی مزه‌اش کمی به بربری نزدیک‌ بود خریدیم. باید یادآوری کنم که در بهشهر چندین نانوایی خصوصی وجود دارد که نان سنتی را به قیمت آرد آزاد می‌فروشند و به دلیل گرانی نان آنها نسبت به نانوایی‌های یارانه‌ای، همیشه خلوت هستند. ما در مسیر رفت هم از یکی از آنها نان خریدیم که آن نان کاملا به شکل بربری پخته شده بود ولی طعم فوق‌العاده‌ای داشت. در ساری و بهشهر به این نانها می‌گویند نان گرم سنتی. خلاصه اگر راهتان به آن طرف افتاد از این نانهای خوشمزه بخرید و نوش جان کنید.

راستی برنامة ما به دلیل فشردگی یک نقص داشت: بازدید از گوزن زرد ایرانی در دشت ناز ساری. اگر از ساری گذشتید حتما سری به این منطقه بزنید و از این نژاد محافظت شده هم دیدن کنید. متاسفانه من نتوانستم در برنامة خودمان این بازدید را بگنجانم و به همین دلیل هم نمی‌توانم اطلاعات بیشتری در اختیارتان قرار دهم اما یکی از دوستانم به نام بیژن که در سفر خلیج فارس همراه ما بود در برنامه‌ای دو روز پیش از ما (در 27 اسفند) از این منطقه دیدن کرده که اگر اطلاعات خوبی داشت از او گرفته و برای شما می‌نویسم.

خلاصه ما بعد از صرف صبحانه در ساری، سفر خود را با حرکت به سوی تهران خاتمه دادیم. وقتی ما جادة هراز را به سمت تهران می‌آمدیم، مسیر تهران به طرف شمال آن قدر شلوغ بود که تقریبا ماشین‌ها زنجیره‌ای حرکت می‌کردند و ترافیک مسیر مقابل، مقداری هم در حرکت ما تاثیر گذاشته بود. اما خوشبختانه بی‌خطر به تهران رسیدیم و به این ترتیب سفر ما تمام شد!

منتظر برنامه‌های بعدی و گزارش‌های آن باشید...

من هم منتظر پیامها و نظرات شما هستم....    

 

  نظرات ()
تغییر قالب وبلاگ نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/٢٠
 

قالب جدید

سبک‌ترین قالب پرشین بلاگ

سلام دوستان

قالب وبلاگ را عوض کردم که سبک‌تر شود، البته این قالب جدید که من انتخاب کرده‌‌ام قالبی نسبتا قدیمی است ولی پرشین بلاگ مدعی است که خیلی سریع و سبک است! حالا که مطالب و عکسهای من هم زیاد شده امیدوارم از این به بعد با این قالب جدید بازکردن صفحات برای مخاطبان ساده‌تر باشد.

ضمنا لینک دوستانی هم که قول داده بودم در خانه‌ام قرار دهم همین امروز و فردا ردیف خواهم کرد!

راستی بخش آخر گزارش شمال را هم تا آخر وقت در وبلاگ می‌گذارم!

همچنان منتظر پیام‌های شما مهربانان هستم.

 

 
  نظرات ()
سفر به عباس آباد بهشهر نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/۱۸

سفرنامه شمال

از عباس‌آباد بهشهر تا میانکاله و ناهارخوران!

سلام دوستان!

این سومین سفری است که گزارش آن را برایتان می‌نویسم. پیام‌های پرمهری که برایم گذاشتید موجب شد به کاری که آغاز کردم امیدوارم شوم. بعضی پیامها هم نکاتی را متذکر شده و یا پرسش‌هایی را طرح کردند که برایم واقعاً مفید بود. امیدوارم که پیامهای مهرآمیز و روشنی‌بخشتان ادامه داشته باشد تا موجب دلگرمی من در نوشتن این صفحات شود!

 

نمایی از دریاچة عباس‌آباد بهشهر

من و همسرم زهره با چهارتا از دوستان روز 26 اسفند 84 عازم شمال شدیم. برنامة اصلی ما بازدید از پناهگاه حفاظت‌شده میانکاله و تالاب‌های بین‌المللی استان گلستان بود. ولی طبق معمول ترجیح دادیم در طول مسیر و تا میزانی که از برنامه اصلی بازنمانیم، به هرجایی که امکان داشت سرک بکشیم. از تهران با دو اتومبیل حرکت کردیم: یک پژو 206 و یک کامارو مدل 1975! اولین توقف ما در میدان ساعت ساری بود. این میدان قدیمی‌ترین محلة شهر است و مجموعة نسبتا مفصل بازار در آن واقع شده. اگر گذرتان به آنجا افتاد حتما سری به بازار محلی میوه و تره‌بار و ماهی بیاندازید. سبزی‌های دسته‌شده و بسیار تازه و تمیز محلی، ماهی‌ها و انواع مرغ‌ها (وحشی و خانگی) زیبایی خاصی به بازار داده. البته امسال به دلیل خطر آنفولانزای مرغی، از طیور وحشی خبری نبود. چند سال پیش که به بازار آمده بودیم، از دیدن پرندگان اهلی و وحشی به شدت وجد‌زده شدیم. در همین بازار ساری، یک نان محلی به نام نان گرم پخته می‌شود که واقعا خوشمزه است.

 

 

نمایی از محوطة عباس‌آباد بهشهر

ما ناهار را در رستوران میثم که صد قدمی میدان است خوردیم. جای شما خالی! چلو با ماهی سفید که خیلی عالی پخته شده بود. ناهار آن روز برای من و دوستانم خیلی جالب بود چون که جناب آشپز! برای هر نفر یک ماهی سفید را برشته کرده بود و این اولین باری بود که من ماهی سفید سفارش می‌دادم و به جای یک یا دو برش بزرگ ماهی، با یک عدد ماهی درسته مواجه می‌شدم.

ناهار را که خوردیم به طرف بهشهر حرکت کردیم. من از قبل تصمیم داشتم که حتما در بهشهر از منطقه عباس‌آباد دیدن کنم ولی اطلاعات درستی از منطقه و امکانات و موقعیتش نداشتم. خوشبختانه این منطقه در میان اهالی از محبوبیت و شهرت خوبی برخوردار است و به همین دلیل به راحتی می‌توان با یکی دو پرس و جو به آنجا رسید. در ضلع جنوب جاده بهشهر به طرف گرگان، کمتر از پنج کیلومتر بیرون بهشهر، جادة بسیار زیبا و رویایی‌ای با درختان سرو، شما را به دریاچه عباس‌آباد می‌رساند. 2 تابلوی بزرگ مسافران را به سوی این منطقه راهنمایی می‌کند. روی تابلوها نوشته: استخر و محوطة تاریخی عباس‌آباد.

 

یکی از دو برج تاریخی عباس‌آباد بهشهر

درباره این منطقه اطلاعات من هم ناقص است و متاسفانه تابلوی راهنما و یا کسی در منطقه حضور ندارد که توریست‌ها را راهنمایی کند. اما این قدری که من می‌دانم قدمت محوطه و آثار به‌جامانده در آن به دورة صفوی می‌رسد...

ارتفاع این منطقه از سطح دریا حدود 600 متر است: توجه داشته باشید که در ساحل دریا هستید نه در شهری مرتفع! و به این سبب ارتفاع آن در یک شهر کنار دریا، قابل توجه است. ارتفاع و پوشش جنگلی باعث شده که هوای آنجا کمی سرد باشد. در این محوطة زیبا که دارای پوشش جنگلی طبیعی و فوق‌العاده‌ای است دریاچة کوچکی قرار دارد که ظاهرا در دوره صفوی و به شکل یک استخر بزرگ احداث شده و به‌خاطر مصنوعی بودن به استخر معروف است. در اطراف استخر، تعداد زیادی رستوران و قهوه‌خانه قرار دارد که انواع غذاهای ایرانی و فرنگی را عرضه می‌کنند. جای شما خالی ما شب را در همین محوطه چادر زدیم و در آن هوای سرد و بارانی باخوردن آش رشتة داغ از طبیعت لذت بردیم. آن شب هوا خیلی سرد بود و تا صبح هم  باران شدیدی بارید. از آنجایی که برنامة اصلی ما رفتن به میانکاله بود، صبح چندتا عکس در جنگل گرفتیم و به طرف میانکاله راهی شدیم. 

 

نمایی از جنگلهای عباس‌آباد بهشهر

برای رفتن به میانکاله ناچار به بهشهر بازگشتیم و از آنجا جادة بندر امیرآباد را تا انتها رفتیم. از بهشهر تا بندر امیرآباد حدود 35 کیلومتر راه بود ولی جاده‌ای بسیار خلوت و بدون پیچ و خم! از ظاهر بندر امیرآباد برمی‌آمد که بندری تجاری ـ صنعتی است. تعداد زیادی تریلر در اطراف بندر در انتظار بارگیری بودند. از بندر تا ورودی پناهگاه حیات وحش میانکاله، حدود سه کیلومتر راه است که البته جاده‌ای بسیار خراب دارد. راستی فراموش نکنید که برای ورود به میانکاله باید از قبل مجوز بگیرید این مجوز را سازمان حفاظت از محیط زیست صادر می‌کند و چون دوست طبیعت‌گرد و وبلاگ‌نویسم رضا، نحوه اخذ مجوز را در وبلاگ خود به نشانی http://crazyhikers.persianblog.ir/ آورده من از تکرار آن خودداری می‌کنم.

 

نمایی از جادة بهشهر به میانکاله

هنگام ورود به میانکاله، با دوجادة مجزا روبرو می‌شوید. جادة سمت چپ که از کنار ساحل شمالی در حاشیة دریای خزر کشیده شده، مخصوص شیلات است. زیرا در ضلع شمالی شبه جزیره، تعداد زیادی لنج و اسکله ماهی‌گیری قرار دارد که همگی تحت نظارت اداره شیلات عمل می‌کنند. این جاده در مقابل مسیر جنوبی، چندان برای طبیعت‌گردان جذاب نیست. در مسیر جنوبی که به خلیج گرگان می‌رسد، تعداد زیادی راه و بیراه از آن منشعب می‌شود که معمولا طبیعت‌گردان از آن مسیرها به درون شبه جزیره می‌روند. شبه جزیره حدود 45 کیلومتر طول و به طور متوسط حدود 5 کیلومتر عرض دارد. در جنوب شبه جزیره، خلیج گرگان واقع شده و در شمال آن دریای خزر قرار دارد. در سمت شرق هم بریدگی آب که عرض آن کمتر از یک کیلومتر است، شبه‌جزیره را از جزیره آشوراده جدا می‌کند. قایق‌سواری در اطراف شبه‌جزیره و مخصوصا در خلیج گرگان ممنوع است. البته ماهی‌گیری هم در خلیج ممنوع است. با کمی حوصله به خرج دادن، حیوانات مختلفی را می‌توان در میانکاله دید. البته شبه‌جزیره پناهگاه اصلی پرندگان مهاجر و بومی است، اما حیواناتی مانند خرگوش، روباه، گراز، جوجه‌تیغی، شغال و... هم در آنجا دیده می‌شود. ولی متاسفانه چیزی که خیلی زیاد در منطقه وجود دارد گاو است! نمی‌دانم با چه توجیهی ولی متاسفانه تعداد زیادی گاوداری سنتی در منطقه وجود دارد که باعث آلودگی شبه‌جزیره و تخریب پوشش گیاهی آن شده‌اند.

 

ورودی شبه جزیره میانکاله

اگر تصمیم داشتید به میانکاله بروید سعی کنید برنامة خود را در بهمن‌ماه تنظیم کنید تا ورود شما به منطقه با حضور صدها پرندة مهاجر شامل فلامینگو، قو، حواصیل و ... که از صفحات سردسیر شمالی به آنجا آمده‌اند هم‌زمان شود. و فراموش نکنید که این پرندگان زیبا طبق ساعت بیولوژیکی خود، هرسال دهم اسفندماه این منطقه را ترک می‌کنند. ضمنا در تمام منطقه فروشگاهی پیدا نمی‌کنید که نیازهای خود را در آنجا تهیه کنید پس سعی کنید که خریدهای خود را در بهشهر انجام دهید و اگر از این کار غافل شدید می‌توانید خریدهای ضروری خود را در حد خوراکی و آب معدنی (آب آشامیدنی در منطقه نیست) و بنزین! از روستایی در دو کیلومتری غرب بندر امیرآباد خریداری کنید.

 

نمایی از شبه جزیره میانکاله

هوای سرد و بارانی منطقه، ما را ناچار کرد که پس از چند ساعت گشت‌زنی در شبه‌جزیره، آنجا را به طرف گرگان ترک کنیم. برنامة بعدی ما تالاب گمیشان بود که برای رسیدن به آنجا باید از بندر ترکمن می‌گذشتیم. ما تصمیم گرفتیم که شب را در ناهارخوران گرگان بمانیم و صبح مجددا به بندر ترکمن بازگردیم و به طرف شمال آن شهر حرکت کنیم. جای شما خالی آن شب هم تا صبح به شدت باران بارید. سرمای هوا و بارندگی شدید ما را ناچار کرد که آن شب را در مهمانسرای جهانگردی ناهارخوران بمانیم. این مهمانسرا از کیفیت خوب و قیمت مناسبی برخوردار است: هرشب اقامت برای یک اتاق دو تخته بدون صبحانه، 19200 تومان. امکانات اتاق و سرویس‌دهی بسیار خوب و باکیفیت بود.

آن شب همة بچه‌ها خسته بودند و بعد از حمام همگی در اتاق‌هایشان خوابیدند. صبح که بیدار شدیم، خوشبختانه باران بند آمده بود و جنگل، زیبای خاصی پیدا کرده بود. ما بعد از صرف یک صبحانة مفصل چرخی در جنگل زدیم و سپس به سوی بندر ترکمن راه افتادیم. از مناظر زیبای جنگل هم چندتا عکس گرفتم. راستی روستای زیارت در 20 کیلومتری جادة ناهارخوران به دلیل وجود امامزاده‌ای در آنجا گردشگران زیادی به خود جلب می‌کند. ما سری هم به آنجا زدیم ولی روستا جاذبة خاصی نداشت یا حداقل ما چیز خاصی ندیدیم. البته فراموش نکنید که در ایران روستاهای زیادی به نام زیارت وجود دارد.

در مسیر گرگان به بندرترکمن، تعداد زیادی روسری‌فروش ترکمن را دیدیم که روسری‌های ترکمنی را در مسیر جریان باد به بند کشیده بودند و واقعا منظره جالبی ایجاد کرده بودند که آدم را تحریک می‌کرد توقفی کند و از آنها خرید کند. ماهم در کنار یکی از اینها ایستادیم و دو روسری ترکمنی خریدیم یکی را همسرم زهره خرید و دیگری را همسر دوستم هادی. انصافا قیمت روسری‌ها خیلی مناسب بود چون من از قیمت این روسری‌ها در شهر گنبد که مرکز آن است خبر داشتم و بعد که در بندر ترکمن هم قیمت گرفتیم دیدیم که خیلی مناسب خریدیم. برای آنهایی که به این روسری‌ها علاقه دارند بگویم که قیمت این روسری‌ها به چند چیز بستگی دارد: اصالت طرح آنها، چاپی بودن یا بافته بودن نقشه‌ها، بلندی ریشة حاشیة آن و نهایتا جنس تار و پود آن. معروف‌ترین نقشه‌های روسری ترکمنی به تاتار مشهور است. هنوز در بعضی شهرها می‌توان نمونه‌های اصلی روسری تاتار که ظاهرا توسط شخصی به این نام و با دست بافته شده را پیدا کرد. این روسری‌های قدیمی که بیش از 50 سال از بافت آنها می‌گذرد بیش از 50 هزار تومان قیمت دارند.

 

نمایی از جزیره آشوراده

به برنامة خودمان برگردیم: ما بعد از رسیدن به بندر ترکمن، عازم جزیره آشوراده شدیم. از بندر ترکمن تا جزیره، کرایة رفت و برگشت هرقایق شش نفره، 3500 تومان بود. ما یک قایق گرفتیم که ما را به جزیره ببرد تا ناهار را در رستوران شیلات در جزیره بخوریم. از آنجایی که سواحل شمال در حدود بندر ترکمن یکی از مراکز اصلی صید ماهی خاویاری است، کباب ماهی اوزون برون در آنجا غذای محبوبی است. از شما چه پنهان ما هم حوس کرده‌ بودیم که اوزون‌برون را هم امتحان کنیم! در رستوران جزیره آشوراده سه نوع غذا سرو می‌شد: ماهی سفید، ماهی صوف و ماهی اوزون برون. جای شما خالی ما همگی اوزون برون خوردیم ولی به مذاق ما که چندان خوش نیامد و پشیمان شدیم که چرا ماهی سفید نخوردیم.

ما بعد از دو ساعت جزیره را که در حال حاضر غیر مسکونی است ترک کردیم و به طرف گمیش‌تپه و تالاب گمیشان حرکت کردیم...

  نظرات ()
گزارشهایی که در راه هستند... نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/۱٧

 

گزارش آینده

دوستان سلام

بالاخره سفرنامه خلیج فارس تمام شد و فقط سفرنامه مازندران و گلستان مانده که در آن شرح مسافرت به بهشهر و بازدید از منطقه زیبا و تاریخی استخر عباس آباد، ورود به منطقه و پناهگاه حفاظت شده حیات وحش میانکاله، گردش در جنگلهای ناهارخوران گرگان، بازدید از جزیره آشوراده و بندر ترکمن و نهایتاً تماشای پرندگان در تالاب گمیشان را خدمتتان بازخواهم گفت!

قول می‌دهم که تا آخر همین هفته، این گزارش را هم روی وبلاگ بگذارم!

  نظرات ()
24 ساعت در کیش نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/۱٦

24 ساعت در کیش

آخرین بخش سفرنامه خلیج فارس

 

کشتی یونانی که چهل سالی است در ساحل کیش به گل نشسته!

 

 به سلامتی سفرنامه بندرعباس تا جزیره کیش به آخرش رسیده!

در گزارش قبلی گفتم که ما ساعت 9 صبح از بندر چارک سوار قایقهای موتوری شده و ساعت 10 صبح در اسکله کیش پیاده شدیم. پیدا کردن تاکسی در کیش کار دشواری نیست! برای هر مسیر دربست، کرایه‌ای بین 700 تا 1000 تومان دریافت می‌شود. ما که روز تاسوعا به کیش رسیدیم تصور می‌کردیم که جزیره نیمه تعطیل باشد. مهم‌ترین فعالیت جزیره بازارهای آن است که در آن ایام هر کدام بر اساس نظر هیات مدیره خود باز یا بسته بودند. بیژن مشتاق بود که حتما جت‌اسکی را تجربه کند و من هم دنبال غواصی بودم. پیش از این کارها تصمیم گرفتیم که جای مناسبی برای اقامت تهیه کنیم. خوشبختانه به رغم وجود تعداد زیادی مسافر در جزیره توانستیم در هتل سیمرغ که جای خوبی بود یک اتاق لوکس و مرتب 4 تخته به قیمت شبی 40 هزار تومان اجاره کنیم. البته بیژن ترجیح داد که شب را در یکی از اسکله‌های سنگی جزیره در حوالی تفرجگاه مرجان بگذراند.

ما پس از استقرار در هتل به مرکز شهر آمدیم و 4 دوچرخه اجاره کردیم تا هم از طبیعت و هوای آزاد بیشتر لذت ببریم و هم از گرفتن تاکسی بی‌نیاز شویم. قیمت دوچرخه در جزیره بین ساعتی هزار تا هزار و پانصد تومان است که این قیمت بستگی به نو و تمیز بودن دوچرخه‌ها دارد! البته بیژن که چندی پیش از این نیز سفر به کیش را تجربه کرده بود توانست با کمی چانه‌زدن برای هر دوچرخه به مدت 24 ساعت 3 هزار تومان بپردازد! به این ترتیب ما با دوچرخه کیش‌گردی را آغاز کردیم. رفتن ما به اسکله تفریحی که محل قایق‌سواری و جت‌اسکی و غواصی است بی‌ثمر بود. چون جت‌اسکی به دلیل نامناسب بودن هوا تعطیل بود و بقیه برنامه‌ها هم براساس ابلاغ مسولین منطقه تا روز بعد از عاشورا تعطیل شده بود. گفتم که ما تاسوعا و عاشورا در کیش بودیم. متاسفانه برنامه شبانة ما هم که قایق کف‌شیشه‌ای بود به دلیل مصادف شدن با شب عاشورا کنسل شد و به دوچرخه سواری در جزیره تبدیل گشت. ولی شما سعی کنید در سفر به کیش این برنامه از دست ندهید. من پیش از این سفر دو مرتبه دیگر به کیش آمده بودم و هر بار این قایق را سوار شده بودم. این قایق شبها به روی آب می‌رود و در قسمت مرجانی آب، توقف کرده و چراغ‌های زیرآب خود را روشن می‌کند. در این لحظه مسافران قایق، ماهی‌ها، مرجان‌های بزرگ و بسیاری از گیاهان و جانوران زندة آبی را تماشا می‌کنند.

 

فراموش نکنید که کیش جزیره کوچکی است و می‌توان در مدت یکساعت با اتومبیل یک دور کامل به دور جزیره زد. اما من اطلاعاتی را که ممکن است به درد شما بخورد و به برنامه‌ریزی شما کمک کند در اختیارتان می‌گذارم. معمولا جاهای دیدنی جزیره که خوراک تورهاست چیز چشمگیری نیست! اما دربارة غواصی که گفتم من خودم خیلی دوست داشتم تجربه کنم در مدرسه غواصی کیش با 35 هزارتومان هزینه دست‌یافتنی است! این برنامه حدود 2 ساعت طول می‌کشد که یک ساعت و نیم آن به شکل آموزش‌های تئوری و کلاس است و نیم‌ساعت هم غواصی درون آب. ضمنا همین مدرسه با اخذ 25 هزارتومان دیگر، تعدادی عکس در لباس عکاسی و در کنار ماهی‌های خلیج فارس از شما می‌گیرد. البته شما می‌توانید این پول را به طور مشترک (4 یا 5 نفر) پرداخت کرده و چند عکس مشترک و انفرادی بگیرید. هزینه جت‌اسکی هم تقریبا با غواصی برابر است. برای هر ساعت جت‌اسکی حدود 35 هزار تومان دریافت می‌کنند.

نکتة مهمی که در سفر به کیش باید یادآوری کنم نحوة استفاده از هواپیماست. ابتدای گزارش هرمز اشاره کردم که ما با قطار از تهران به بندرعباس آمده بودیم و بلیط برگشت را هم از تهران گرفته بودیم. ولی برای استفاده بیشتر از زمان تصمیم گرفتیم مسیر کیش تا بندرعباس را که از راه آبی ـ خاکی حداقل 5 تا 6 ساعت طول می‌کشید با هواپیما طی کنیم!

ما 4 بلیط به قیمت هر نفر 19 هزار تومان به مقصد بندرعباس خریداری کردیم و چون حرکت هواپیما ساعت 12:30 بود و حرکت قطار ساعت 2 بعد از ظهر، خیالمان راحت بود که به موقع به قطار می‌رسیم! اما از آنجایی که دل گنده‌ای داریم خیلی دیر به فرودگاه رسیدیم مخصوصا که به دلیل مراسم عاشورا، تعداد کمی تاکسی در کیش بود و برای رسیدن به فرودگاه وقت زیادی تلف شد! البته وقتی به فرودگاه رسیدیم فهمیدیم که پرواز 2 ساعت تاخیر دارد: یعنی قطار بی قطار! پس از کمی پرس و جو درباره خسارت تاخیر و باطل شدن بلیط قطار تازه فهمیدیم که چه کلاهی سرمان رفته، چرا که همان موقع برای پرواز تهران بلیط هواپیما به قیمت 15 هزار تومان موجود بود ولی ما 19 هزار تومان خرج کرده بودیم که برویم بندرعباس و از آنجا با قطار برویم تهران! خلاصه نمیانده شرکت هواپیمایی بلیط‌های ما را پس گرفت و بدون کم و زیاد کردن قیمت به جای آنها بلیط تهران به ما فروخت و به این ترتیب ما با 20 ساعت صرفه‌جویی در وقت به تهران رسیدیم! اما قصه این بلیط ارزان از این قرار است که پروازهای چارتر زیادی به مناسبت تعطیلات به کیش رفت و آمد می‌کنند و از آنجایی که بازگشت ما به تهران درست در میانة یک تعطیلی 5 روزه واقع شده بود و اغلب پروازها تعداد زیادی مسافر را به کیش می‌آوردند و ناچار بودند که خالی بازگردند به همین دلیل بلیط خود را به قیمت ارزانی می‌فروختند. به خاطر داشته باشید که در پایان هر تعطیلات چندروزه‌ای وضعیت پروازهای چارتر از تهران به کیش به همین شکل است و شما می‌توانید با حداکثر 15 هزار تومان عازم کیش شوید.

به این ترتیب سفرنامة خلیج فارس من و همسرم زهره به همراه بیژن و حامد پایان یافت. فراموش نکنید که کیش ده درصد جاذبه‌های قشم را هم در خود ندارد!

  

  نظرات ()
بندر لنگه و چارک نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/۱٦

 

از قشم تا کیش

(بندر لنگه و بندر چارک)

 

برای خارج شدن از جزیره قشم، به غیر از راه بندرعباس که از آنجا وارد شده بودیم، دو راه وجود داشت که متاسفانه ما از وجود یکی از آنها بی‌خبر بودیم:

یکی: جادة غار که دور جزیره می‌چرخد، سپس از نزدیکی بندری به نام باسعیدو می‌گذرد که ما بعدا متوجه شدیم که این بندر با یکی از بنادر حاشیة خلیج به نام سفلین ارتباط دریایی دارد و مرتب قایق‌هایی بین این دو بندر در تردد هستند. من پیشنهاد می‌کنم شما این مسیر را تجربه کنید و سپس از بندر سفلین به سمت غرب، جادة کناره را ادامه دهید تا به بندر لنگه برسید. به پیشنهاد من یکی از دوستان به نام حامد نوروز امسال این مسیر را تجربه کرد و خیلی راضی بود. به گفته او هزینه قایق در این مسیر فقط نفری هزار تومان است.

ما که از این مسیر خوب بی‌اطلاع بودیم، دو ساعتی بیشتر وقت صرف کردیم تا از به بندر لافت رفته و از آنجا که در شمال جزیره قرار داشت با قایق به بندر خمیر که به پل هم معروف است برویم. بخش آبی این مسیر، حدود 15 دقیقه طول کشید و کرایة آن هم نفری 500 تومان بود.

ما که چهار نفر بودیم یک ماشین دربست گرفتیم تا ما را به مهمانسرای جهانگردی در بندر لنگه ببرد. حدود دو ساعت مسافت را از جادة کناره تا لنگه رفتیم و شب تاسوعا در لنگه بودیم. وقتی به مهمانسرای جهانگردی رسیدیم دیدیم که ساختمان در دست تعمیر است! ناچار به مهمانسرا یا همان مسافرخانة خودمان! بسنده کردیم. مسافرخانة امیر! جای بدی نبود. فقط تخت و رختخوابها افتضاح بود ولی اتاق خیلی بد نبود! مخصوصاً که قیمت آن واقعاً مناسب بود: برای یک اتاق 4 تخته با امکان استفاده از حمام (البته در راهرو) فقط هفت هزار و دویست تومان! تصورش را بکنید که 4 نفر آدم یک شب را در مسافرخانه ماندند و همگی هم از حمام استفاده کردند آنهم فقط با 7200 تومان! خلاصه آن شب گذشت و ما صبح زود کوله‌هایمان را بستیم تا عازم جزیره پرآوازة کیش شویم! راستی اگر به بندر لنگه رفتید حتما به بازار آنجا سری بزنید. هم بازار نسبتا بزرگی دارد و هم قیمتها بسیار مناسب است! البته برای خرید جزیره قشم از همه جا بهتر است ولی لنگه در مقایسه با کیش بازار مناسبی دارد هرچند که بسیاری از اجناس لوکس کیش فقط در آن جزیره موجود است نه در لنگه و نه در قشم!   

برگردیم به سفر خودمان: برای رفتن از بندر لنگه به جزیرة کیش، دو راه وجود دارد که هزینة هردوی آنها تقریبا برابر است، ولی تفاوت زیادی بین آنها وجود دارد. راهی که خیلی سر راست است، استفاده از کشتی‌های بندرلنگه به کیش است که پس از چند ساعتی سفر آبی به کیش می‌رسید. ظاهرا هزینة این سفر دریایی حدود 10 هزار تومان است. اما مشکل این سفر این است که اولا این کشتی‌ها همیشه یافت نمی‌شوند! به قول محلی‌ها، بعضی وقت‌ها این کشتی‌ها مسافر به دوبی می‌برند و در مسیر کیش رفت و آمد نمی‌کنند. بعضی روزها هم به خاطر کمی مسافر این خط تعطیل است! مثلا ما که در روز تاسوعا از لنگه عازم کیش شدیم، این کشتی‌ها برنامه حرکت نداشتند.

مشکل دیگر این کشتی‌ها، طولانی بودن مسیر آنهاست. شاید آنهایی که سفر دریایی را تجربه نکرده‌اند تصور کنند که چهار ـ پنج ساعت روی آب‌های آزاد بودن خیلی جالب است. اما از آنجایی که این کشتی‌ها امکانات کافی برای مسافرت دریایی را ندارند و نیز گاهی مسافران را روی عرشه سوار می‌کنند، مسافران در طول سفر بسیار خسته می‌شوند. ما که از این راه استفاده نکردیم. گفتم که روز تاسوعا در بندر لنگه بودیم و آن روز از این کشتی‌ها خبری نبود و چون فرصت کمی داشتیم و می‌خواستیم حداکثر استفاده را از زمان ببریم از بندر لنگه با یک سواری به بندر چارک رفتیم و از آنجا با قایق‌های موتوری که هر روز از چارک به کیش می‌روند به جزیرة آزاد کیش رفتیم. این مسیر چند مزیت دارد:

اول آنکه از بندر لنگه تا چارک با سواری یک ساعت بیشتر طول نمی‌کشد، و از آنجا هم با قایق دقیقا یک ساعت تا کیش راه است. به این ترتیب راه لنگه تا کیش را دو ساعته می‌شه رفت. درحالی که از راه دریایی لنگه به کیش حداقل این مسیر چهار ساعت طول می‌کشد. دوم اینکه در این مسیر هیچ وقت معطل نمی‌شوید حداکثر یک ربع تا بیست دقیقه باید در نوبت بمانید و سپس با قایق‌های موتوری که در هر مسیر یازده نفر را سوار می‌کنند عازم کیش شوید. البته فراموش نکنید که اگر هوا خراب باشد و دریا موج داشته باشد، هیچ قایقی در این مسیر کار نمی‌کند، حواستان به هوا باشد!

ما چهارنفر از چارک سوار قایق شدیم و با خرید بلیط برای هر نفر به قیمت 3500 تومان به کیش رفتیم. همین که اسم کیش می‌آید هزینه‌ها بالا می‌رود! در گزارش هرمز و قشم کرایه‌های قایق را گفتم، یادآوری می‌کنم که از بندعباس تا قشم حدود نیم ساعت تا 40 دقیقه در راه هستید و فقط 1200 تومان کرایه می‌پردازید همچنین در مسیر بندرعباس به هرمز با پرداخت 900 تومان و حدود نیم ساعت قایق سواری به هرمز می‌رسید. اما اینجا کیش است! و همه چیز گران است! حتی قایق موتوری چارک به کیش!

به این ترتیب ما حدود ساعت 10 صبح قدم بر جزیره کیش گذاشتیم!

ادامه دارد...

 

 

  نظرات ()
گزارش بعدی: مازندران و گلستان نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/۱٥

 

دوستان جدید و قدیمی!

امیدوارم که گزارش سفر به حاشیه کویر را دیده و پسندیده باشید!

حتما تا آخر همین هفته گزارش سفر حاشیه خلیج فارس را تکمیل می‌کنم و گزارش سفر به استانهای مازندران و گلستان را هم می‌نویسم!

همچنان میزبان نظرات شما هستم.

  نظرات ()
سفرنامه کوير نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/۱٥

سفرنامه

حاشيه کوير (روستاهاي گرمسار)

 

سلام بر دوستان جديد و قديمي!

متاسفانه سفرنامه حاشيه خليج فارس به سبب طولاني بودن هنوز تمام نشده و سفرنامه ميانکاله و گميشان هم در نوبت است! اما تصميم گرفتم برنامه يک روزه‌اي را که به اتفاق همسرم زهره و برادرم حامد به منزل محسن خان! يکي از دوستان دانشگاهي در حاشيه کوير رفتيم را بنويسم. آقا محسن ليسانس موسيقي و فوق ليسانس تاريخ دارد و آدم باصفاييست که براي پيدا کردن يک کنج آرام، خانه‌اي زيبا و قديمي در روستاي چهارقشلاق در نزديکي گرمسار خريده و به درون آن خزيده! البته خانه 1600 متر است! ولي تنها ساکن اين خانه قديمي خود اوست. روستاي چهارقشلاق در 5 کيلومتري گرمسار است و از روستاهاي حاشيه کوير محسوب مي‌شود. من شخصا تا پيش از رفتن به روستاهاي جنوب گرمسار، تصور نمي‌کردم با طبيعتي زيبا و معماري بسيار قديمي و هم‌ساز با کوير در همين نزديک‌هاي تهران مواجه شوم. در جنوب گرمسار چندين روستا قرار دارد که مدخل کوير هستند. روستاي رشمه و روستاي کهک دو روستايي هستند که در مرز کويرند و از آن به بعد هيچ آبادي‌اي وجود ندارد. از تهران تا گرمسار يا به عبارت دقيق‌تر از سه راه افسريه تا گرمسار، با هر وسيله‌اي که برويد يک ساعت و نيم بيشتر طول نمي‌کشد. البته منظورم اتوبوس، ميني‌‌بوس يا سواري است! سواري‌هاي خطي با 1500 تومان شما را يک‌ساعته به گرمسار مي‌رسانند. از آنجا هم با آژانس و خرج کردن 1000 تا 2 هزار تومان مي‌توانيد در مدت 10 دقيقه تا نيم‌ساعت به هرکدام از روستاهاي حاشيه کوير که خواستيد برسيد. ما چند روستا و خانه قديمي و قلعه دوره قاجار را در اين سفر يک روزه ديديم که اگر شد حتما تصاويرش را روي وبلاگ مي‌گذارم.

خانه آقا محسن در روستاي چهارقشلاق

معماري کوير با بيش از دو هزار سال قدمت، تناسب خاصي با طبيعت آن منطقه دارد. منظورم از قدمت معماري، سبک آن است نه خانه‌هاي موجود، چراکه در حال حاضر بناهاي خشتي کوير ايران اغلب از 200 سال قديمي‌تر نيستند. اتفاق بسيار بدي که در حال رخ دادن است! تخريب معماري کوير و جايگزيني آن با معماري ناهمگون و بي‌تناسب شهري است که نه‌تنها چهره کوير و روستاها را نازيبا کرده بلکه معماري جديد، کارايي خانه‌هاي قديمي را هم ندارد. در همين روستاي چهارقشلاق، مسجدي را ديدم که در کنارآب‌انباري بسيار زيبا و قديمي و در ابتداي کوچه باغي دل‌انگيز واقع شده بود و اهالي خوش‌ذوق منطقه! براي حفظ آن مشغول سنگ کردن ساختمان مسجد با سنگهاي طوسي و بدريختي بودند که هيچ هويتي براي بنا باقي نمي‌گذاشت. قلعه و خانه اسدي‌ها که در يکي از روستاهاي متروکه و در ميان چندين هکتار زمين کشاورزي سرسبز که پوشيده از ساقه‌هاي زيبا و سبزرنگ جو قرار داشت، به شدت آسيب ديده و در حال تخريب بود.

احداث يك مرغداري جديد در كنار يك قلعه قديمي و زيبا

فاجعه ديگري که بر سر اين خانه آمده بود ساختن يک مرغداري بزرگ چسبيده به ديوارهاي قلعه بود! تصور کنيد که چند سال ديگر اثري از قلعه خشتي باقي نخواهد ماند و جاي آن را يک مرغداري با سوله‌اي فلزي پر خواهد کرد. درون خانه‌ها و قلعه‌هاي قديمي و اطراف آن، هيچ حريمي براي ساختمان وجود ندارد. هرجايي که سطحي صاف و قابل کشت دارد يونجه و جو گندم و پنبه کشت مي‌شود!

 

تخريب خانه‌اي قديمي و قلعه‌هاي خوانين منطقه که مدتي است متروک گشته، فاجعه‌اي است که به سرعت در حال رخ دادن است و پس از چندي چيزي باقي نمي‌ماند

 که دستگاه‌هايي مانند سازمان ميراث فرهنگي به محافظت آن همت گمارند.

 

وجود بيش از ده آب‌انبار و يخچال و سرداب زيبا قديمي به منطقه زيبايي خاصي بخشيده در يکي از اين روستاها حمام قديمي هنوز سرپاست ولي چيزي به تخريبش باقي نمانده است! منظره زيبا و دردآور ديگري که با آن مواجه شدم، کوچه ـ باغهاي روستاها بود! در تنها يک روستا، خياباني خاکي به طول تقريبي 5 کيلومتر که به رشمه منتهي مي‌شد، به چشم مي‌خورد که دو طرف آن پوشيده از درختان سبز و زيبا و کهنسال بود. اين تنها نمونه سرپا از کوچه ـ باغهاي منطقه بود! در تمام کوچه‌ها و خيابان‌ها جوي‌هاي آبي از کنار آنها مي‌گذشته و زمين‌‌هاي زراعي را آبياري مي‌کرده، در حاشيه جوي درختان توت و نارون زيبايی وجود داشته که از سخاوت جوي سيراب مي‌شدند اما:

جاده روستايی خالی از سکنه در نزديکی گرمسار

 فناوري به خدمت روستاييان درآمده و جوي‌ها را سيماني کرده تا هم آب کمتري هدر رود و هم آب توسط کسي با يک بيل دزديده نشود و به زمين ديگري سرازير نگردد! همين اتفاق ساده باعث شده که تمام درختان حاشيه کوچه‌ها و جوي‌ها خشک شود! درختاني که عمر برخي از آنها بيش از 50 سال بوده!

 

فناوري به خدمت روستاييان درآمده و جوي‌ها را سيماني کرده تا هم آب کمتري هدر رود و هم آب توسط کسي با يک بيل دزديده نشود و به زمين ديگري سرازير نگردد! همين اتفاق ساده باعث شده که تمام درختان حاشيه کوچه‌ها و جوي‌ها خشک شود! درختاني که عمر برخي از آنها بيش از 50 سال بوده!

 از انتهاي دو روستاي رشمه و کهک جاده‌اي به درون کوير مي‌رود که با کمي جستجو مي‌توان از طريق اين دو روستا به جاده سنگفرش دوره صفوي رسيد. اين جاده سنگفرش تا کاروانسراي شاه ‌عباسي يا همان قصر بهرام، که در پاي کوه نسبتا مرتفع سياه‌کوه واقع شده، امتداد دارد. فراموش نکنيد که روستاي کهک گرمسار غير از کهک قم است و نيز چند روستاي ديگر هم به همين نام حاشيه کويرهاي ايران وجود دارد. من به دليل فرصت اندکي که داشتم، فقط به بررسي منطقه و راههاي احتمالي ورود به دشت کوير پرداختم، ولي براي اطلاع دوستان بايد عرض کنم که جاده سالمي از ورامين به امامزاده بابااحمد و سپس به اين کاروانسرا کشيده شده که رسيدن از آنجا به منطقه کمي طولاني‌تر ولي مطمئن‌تر است. همچنين جاده متروکه‌اي از کاروانسرا‌ به سمت درياچه نمک وجود دارد که از حاشيه کوه طلحه گذشته و از بين کوه سفيدآب و درياچه نمک گذشته و پس از يک نيم‌دور از جنوب درياچه نمک به مرنجاب مي‌رسد. البته اگر قصد رفتن به مرنجاب را داريد از مسير معمول آن که از سمت کاشان و آران و بيدگل است تردد کنيد مگر آنکه خيلي اهل حادثه و هيجان باشيد و در عين حال امکانات و اطلاعات کافي هم داشته باشيد!

به هرحال کوير جاي زيبايي است که با يکبار سفر کردن به آنجا ذهنيت شما دربارة آن به کلي تغيير پيدا مي‌کند.

 

  نظرات ()
دریا و کویر نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/۱٤

گزارش

 

دریا و کویر

 

 

 

سلام دوستان

امیدوارم روزهای خوشی را در سال جدید آغاز کرده باشید. هرچند که هنوز فرصت پیدا نکردم که گزارش سفر حاشیه خلیج فارس را کامل کنم اما نوید می دهم که در همین هفته گزارش سفر آخر اسفند خودم و ۵ نفر همراهانم به عباس آباد بهشهر و میانکاله و آشوراده و تالاب گمیشان را و نیز سفر چند روز یشم به حاشیه دشت کویر در روستاهای اطراف گرمسار را برایتان بفرستم.

منتظر باشید!

 

 

  نظرات ()
سفرنامه قشم نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/۱٢

 

   از جنگل تا غار

 در قشم

عکس تزئينی است

 اميدوارم که ابتدا گزارش‌هاي قبلي را بخوانيد تا بتوانيد جزيره قشم را يک دور کامل بزنديد!

گزارش سفر ما تا جنگلهاي حرا در قشم را گفتم! از روستاي طبل يعني نزديک‌ترين آبادي به بخشي از جنگلهاي حرا، دو راه وجود دارد که مي‌توان از طريق آنها به غار نمکي که بزرگ‌ترين غار نمکي جهان است، رفت. من هر دو راه را شرح مي‌دهم ولي پيشنهاد مي‌کنم که از مسيري که ما رفتيم برويد تا جاذبه‌هاي کم‌نظيري را ببينيد.

غارنمکي در جنوب غربي جزيره قرار دارد. باتوجه به موقعيت جنگل‌هاي حرا که در شمال جزيره واقع شده، از هر دو جاده شمالي و جنوبي جزيره قشم مي‌توان به غار دسترسي يافت. در مورد يافتن غار نمکي چند نکته را فراموش نکنيد:

بله! گفتم يافتن غار! چون هيچ تابلو، نقشه و يا علامتي وجود ندارد که شما را به طرف محل غار راهنمايي کند و پرس و جو کردن و اعتماد به راهنمايی افراد بومی تنها راه رسيدن به غار است. اگر مسير روستای طبل را به طرف شرق تا بندر باسعيدو ادامه دهيد از آنجا بايد جزيره به طرف جنوب دور زده و جاده جنوبی را تا رسيدن به دهانه غار طی کنيد. با اينکه اين مسير کمی طولانی است ولی راننده‌های بومی آن را انتخاب می‌کنند چون تا بندر باسعيدو و کمی پس از آن، جاده آسفالت است و تنها ده تا پانزده کيلومتر باقی مانده تا غار خاکی است. اما مسير کوتاه‌تری که می‌توانيد طی کنيد و من و دوستانم از اين راه آمديم، جاده جنوبی جزيره است:

از روستای طبل تا بندر ماهی‌گيری صلخ، جاده‌ای شمالی ـ جنوبی کشيده شده که تقريبا جزيره را به دو پاره شرقی ـ غربی تقسيم می‌کند. اگر شما هم مثل ما، ابتدا از جنگل‌های حرا ديدن کرديد، از طبل به صلخ بياييد و سپس جاده‌ای که در امتداد ساحل جنوبی کشيده شده را تا غار نمکی طی کنيد، اين جاده درابتدای مسير خود به دليل وجود چند روستا و آبادی، آسفالت است ولی چند کيلومتر که از صلخ دور شويد، وارد جادة خاکی‌ای می‌شويد که انصافا بخش‌هايی از آن بسيار خراب است. اما اين جاده به دليل کمی عبور و مرور و وجود تنها دو پاسگاه در تمام مسيرش، ساحل منحصر به فردی دارد. همچنين بخشی از مسير، دارای کوه‌های کم‌ارتفاعی است که در اثر فرسايش خاک و تغييرات جغرافيايی پديد آمده و گاهی اين ناهمواری‌ها چنان زيباست که بيننده تصور می‌کنند توسط دست بشر ساخته شده است.

ما در بخشی از ساحل همين جاده به گروه بزرگی از خرچنگ‌های دريايی برخورد کرديم که با شتاب از آب بيرون می‌آمدند و در ساحل سوراخ‌هايی برای خود حفر می‌کردند. به محض نزديک شدن ما به خرچنگ‌ها، با سرعتی باورنکدنی به درون آب دويدند. ما چند دقيقه‌ای در کنار آب نشستيم تا با محيط يکی شويم در اين لحظه دوباره خرچنگ‌ها از آب بيرون آمدند ولی با يک حرکت کوچک ما، به سرعت از ما فاصله می‌گرفتند. وقتی که ما يکی از آنها را دنبال کرديم و خرچنگ بيچاره فرصت رفتن در سوراخ و يا دريا را پيدا نکرد، مثل مجسمه و بدون هيچ تکانی سرجايش ايستاد. خلاصه ديدن ساحل‌های آن منطقه خيلی جذاب و لذت‌بخش بود.

حدود 10 کيلومتر پس از پاسگاه دوم، معدن کوچکی از جاده ديده می‌شود که برای رسيدن به غار بايد از جادة بسيار باريک و ناهموار معدن عبور کرد. البته جاده ماشين‌رو است و مسافتش هم بسيار کم است. دهانة غار به‌گونه‌ای واقع شده که ديدن آن از جادة معدن کمی دشوار است چون درون گودی قرار دارد ولی وجود کارگران معدن برای راهنمايی گردشگران غنيمت است! ما خيلی خوش‌شانس بوديم که دهانة غار بيرون از آب بود. به گفتة محلی‌ها اواسط سال 84 آب دهانة غار را گرفته بود و ورود به آن فقط با امکانات غواصی ميسر بود. ما هم در دهانة غار آثار آب‌گرفتگی را که نسبتا جديد بود، ديديم.

تمام ديوارها و کف غار از بلورهای سفيد و زيبای نمکی تشکيل شده که در نور به زيبايی می‌درخشد. سقف غار مانند مخمل، سفيد و زيبا و لطيف است. فراموش نکنيد که حتما نور کافی و چراغ قوه قوی با خودتان ببريد تا به مشکل ما برنخوريد و از زيبايی‌های غار نهايت استفاده را ببريد. 

 اين گزارش ادامه دارد...

  نظرات ()
از قشم تا لنگه نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/٤

گزارش

 

قشم تا بندر لنگه

 

 

 

در گزارش قبلی اشاره کردم که ما جاده جنوبی جزیره قشم را تا جزایر ناز ادامه دادیم. قبل از آنکه بقیه مسیر را شرح دهم لازم است که یک نکته مهم را یادآوری کنم:

جاهای دیدنی و مسیرهایی که من در این گزارش آورده‌ام فقط حاصل اطلاعات و تجربیات من و هم‌سفرانم در این برنامه بوده و فراموش نکنید که قشم بیش از این جذاب و دیدنی است و حتما قبل از رفتن به این جزیره بزرگ و رویایی سعی کنید که اطلاعات خود را تکمیل کنید.

برگردیم به سفرنامه: همانطوری که جاده جنوبی جزیره را به طرف غرب طی می‌کنید، به ساحل شیب‌دراز می‌رسید، شیب‌دراز نام روستایی است که شهرت آن در جزیره قشم به دلیل توجه لاک‌‌پشت‌های زیبا و بزرگ خلیج فارس به آنجاست. هرسال در نیمه اسفندماه دهها و گاه صدها لاک‌پشت پوزهعقابی به ساحل شیب‌دراز وارد شده و شبانه در آنجا تخم‌ریزی می‌کنند و مدتی بعد بچه لاک‌پشتها از تخم بیرون آمده و به سوی آبهای گرم خلیج فارس حرکت می‌کنند و آنان نیز چند سال بعد همین کار را تکرار می‌کنند. هرچند که فصل تخم‌ریزی لاک‌پشتها گذشته اما این تاریخ را به خاطر بسپارید تا اگر در اسفندماه از آن منطقه گذشتید حتما یک شب را در ساحل شیب‌دراز تا سحر پیاده‌روی کنید تا لاک‌پشتها را ببینید.

 

 

پس از شیب‌دراز به بندر ماهی‌گیری صلخ می‌رسید. لنجهای زیادی در این بندر پهلو می‌گیرند و در فصل صید دهها تن ماهی‌های آبهای آزاد را به روی ساحل سرازیر می‌کنند. سالها پیش در این بندر، ماهی‌گیرها و جاشوها نهنگی را صید کرده بودند که بیش از ده متر طول آن بود و برای مدتها اسکلت چندین متری نهنگ، زینت‌بخش این بندر ماهی‌گیری بود که البته الان یکی ـ دو سالی است که اسکلت‌های آن نهنگ بیچاره! برای نگهداری توسط ماموران محیط زیست به جای دیگری منتقل شده است. شاید باورتان نشود ولی من و دوستانم برای دیدن استخوان‌‌های نهنگ، تمام ساحل را زیر و رو کردیم و از هرکسی که می‌شد سؤال کردیم اول گفتند که اسکلت آن به کارخانه آبشیرینکن که در حوالی ساحل است منتقل شده، آنجا که رفتیم گفتند که استخوانها از آنجا نیز به جای دیگری برده شده که البته کسی از جای دقیق آن اطلاع نداشت. راننده‌ای که ما را دور جزیره می‌چرخاند از کجنکاوی ما برای یافتن استخوان نهنگ خنده‌اش گرفته بود. خلاصه ما ناامید از یافتن نهنگ! راه را ادامه دادیم.

 

 

بین بندر صلخ تا روستای طبل حدود 15 کیلومتر راه است. طبل روستایی است که در مجاورت جنگلهای حرا قرار دارد. به این ترتیب برای رسیدن به آنجا باید جاده‌ای را که از شمال به جنوب، بین دو روستای طبل و صلخ کشیده شده، طی کنید. در واقع این قسمت از جزیره یکی از نقاطی است که عرض جزیره بسیار کم است. پیشنهاد می‌کنم برای بازدید از جنگلهای حرا به نحوی برنامه‌ریزی کنید که بعد از ساعت 4 یا 5 بعد از ظهر، یعنی بعد از شروع مد آب، آنجا باشید تا قسمت بیشتری از جنگلها به زیر آب رفته باشد. آن وقت قایق‌سواری در لابلای درخت‌های حرا بسیار جذاب‌تر خواهد بود. شما به آسانی می‌توانید گونه‌های متنوع و زیبای پرندگان دریایی را در اطراف جنگلهای حرا ببینید.

حرکت از طبل و جنگلها به طرف غار نمکی...

 

  نظرات ()
نوروز 85 نویسنده: صادق حیدری نیا - ۱۳۸٥/۱/۱

 

نوروز 1385 مبارک باد

 

 منتظر گزارشها و مطالب جالبی در سال جدید باشید

  نظرات ()
مطالب اخیر ۱۳٩٥/۱/٢۱ سفرنامه آلمان (1): کلن و لیمبورگ سفر به هلند(2): لیدن، آمستردام و اوترخت سفر به هلند (1): کشور آب و دوچرخه بلژیک؛ کشور دو ملت یادداشت‌های پاریس(5): عادت‌های خوب و بد فرانسوی‌ها یک رویداد و چند روایت یادداشت‌های پاریس (4): شهر غریبه‌های مشهور یادداشت‌های پاریس (3): بهار دیرهنگام یادداشت‌های پاریس (2): کوچولوهای پاریس
دوستان من مهار بيابان زايي سفرنامه‌های پرنیان يادداشتهاي يک کوهنورد حیات وحش ایران مقالات صدري زاده کهن دژ ديده بان محيط زيست ايران سرزمين کوهستان مطالعات زيستی For nature با طبيعت پسر شمالی چرخ به چرخ ميستان سبز کمکی آراز روستاي صخره اي ميمند کلاهه سفرنویس ـ شهريار شهر من ایلام موسسه نبض سبز حيات سفر در طبيعت ايران دردسرهاي يك دامپزشك Birding in Iran(حبيبي) نگاهي به طبيعت آتر: ايران و گردشگري هيئت كوهنوردي رودبار رازكوه پيك محيط زيست شبهاي الموت ایران را بگردیم... (محمد) عاشق مسافرت محيط‌ زيست و آثارباستاني ايلام روزنوشت‌هاي محمود دهقاني گردش (علي‌اكبر مرادان) گرمه نون بوی کوچ، بوی سفر، بوی راه طبیعت مینوی ایران کیجا قصه گو پرتال زیگور طراح قالب